تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
كار نيكو كرد در عتق اسارى « 1 » چون رجال * ( قلب آن بيچارگان را فارغ آورد از ملال ) ليك در ردّ بهاى آن ز دست ما گريخت * او بدين سان اعتبار و آبروى خويش ريخت ( در رهاسازى آنها محترم گشت و عزيز * ليك خود را كرد بىمقدار و ارزش در گريز ) ( 2 ) مادح « 2 » خود را ز تعريف و ستودن باز داشت * واصفش را نيز از تصديق كردن باز داشت علّت مدحش همان عتق اسارى بود و بس * ليك آن را با فرار خود بذّم آلود و بس ( 3 ) گر بپيش ابن بوسفيان نمىرفت آنزمان * هر چه در او بود باقى ، مىستاندم بىامان بر نبود و نقص مالى را نمىكردم نظر * مىگرفتم بلكه حقّ خويش در اين رهگذر مىگرفتم آنچه را كه داشت اندر اختيار * ما بقى را تا به موعد مىكشيدم انتظار آنكه او را غشّ در دل بود و خسّت در نهاد * ( ناهيا ) او را نبايستى نمودن اعتماد
پايان خطبهء 44
هامش
( 1 ) اسارى اسيران ( 2 ) مدح كننده