بهر حفظ دين و مكتب چاره جز پيكار نيست * ( اوّلين حربه در اين پيكار جز انذار نيست )
گر گذارم گام در اضلال و بدبختى نهند * بر على كفر است در مشى ولايت اين روند
آنجا كه معاويه قتل عثمان را به آن زعيم و الانسب و به آن امام والاگهر نسبت ميداد آن بزرگوار دربارهء عثمان چنين فرمود .
او كه قائم در خلافت بود و حاكم بر انام * شد فراهم بر عليه او زمينه بر قيام
( زشت كاريهاى وى انگيزههائى آفريد * تا كه از اندام وى رخت خلافت بر دريد )
در زمان قدرت و تدبير ، بدعتها نهاد * ( مال مردم را بخويشان بذل كرد و وانهاد )
اين سخنها بين مردم گفتگو ايجاد كرد * اين به بدگوئى و آن بر ناتوانى ياد كرد
با تبانى از ره انهاض بر او تاختند * سازمان هستى او را دگرگون ساختند
پس برايم قتل عثمان نسبتى بى مورد است * ( صدق اين گفتار را هر عقل سالم شاهد است )
( آن كه حبّ دهر را بر خود مسجّل « 1 » مىكند * نسبت زشت هم براى من محوّل مىكند )
از كسانى چون معاويّه چه بينى غير از اين ؟ * اى على ، اى آنكه ناهى را مراد دلنشين
پايان خطبهء 43
هامش
( 1 ) مسجّل ثابت شده