خطبهء 46
از فرمايشات آن حضرت هنگامى كه تصميم حركت به شام گرفت ( چون در نخيله كه اسم موضعى است در بيرون كوفه براى جنگ با معاويه پاى مبارك در ركاب نهاد ، اين دعا را كه براى مسافرت و سپردن خواسته و خانواده به پناه خدا بهترين دعاست خوانده ) بارالها . . .
( 1 ) بر تو دارم استعاذت از غم و رنج سفر * آن زمان كه پاى مرگى هست در اين رهگذر
آنزمانكه در تلف افتاده باشد جان و مال * هستى و سرمايهاى گرديد در آن پايمال
آن زمان كه ميوزد باد شماتت سوى ما * يا نگاه سرد اقشارى ز مردم روى ما
بارالها . . .
( 2 ) در سفر باشى برايم همنشينى دلنشين * در غيابم دودمانم را چه نيكو جانشين
در زمانى جمع اين دو نيست ممكن در كسى * ليك تو بيرون ز وصفى در مقام از هر كسى
جمعشان در اختيار كس نباشد در جهان * تا كه باشد جانشين و همنشين در يكزمان
چونكه هر كس همنشين باشد نباشد جانشين * آنچنانكه جانشينان هم نباشند همنشين
پس كسى كه در حضر باشد نباشد در سفر * همچو آنكس كه سفر كرده ، نباشد در حضر
سيّد رضى : مؤلف نهج البلاغه مىفرمايد ، ابتداى اين كلام از عصارهء زمان و تتمّهء دوران ، يعنى رسول اكرم ص روايت شده است و حضرت امير در پى آن از كلمهء ( و لا يجمعها غيرك ) تا آخر را با بيانى بليغ و رسا ايراد فرموده و آن را با بهترين وجهى و كاملترين نمطى باتمام رسانده است .