تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥

خطبهء 27 ( خطبهء جهاد )

از خطبه‌هاى آن حضرت ( كه در اواخر عمر شريفش فرموده و اصحاب خود را در رابطه با جهاد نكردن با معاويه سرزنش مىنمايند .
( 1 ) ( با ستايش بر خدا و تهنيت بر مصطفى * من شما را ميكنم با يك مهمّى آشنا ) بابى از ابواب جنّت الجها و الجهاد * بارى معبود آن را بر احبّاء برگشاد جامهء پرهيز و رخت پاك تقوايش شمار * جوشن مستحكم و خود « 1 » وثيق كردگار ( 2 ) هر كسى تركش نمايد روى ميل و اعتناء * واجب مطلق بپوشاند لباس ابتلاء اين حقارت ، مىكند او را گرفتار و زبون * زين جهت از مركب توفيق گردد سرنگون مىنشيند سينهء او تير بدبختى بسى * ميبرد رنج فراوان زين نگون بختى بسى از ره حق دور مىگردد . بتضييع جهاد * مىرود از وى جوانمردى و عزّ و اعتماد ( 3 ) من شما را بر جهاد و جنگ خواندم آشكار * با چنين قومى نهان و بر ملا ، ليل و نهار بر شما گفتم بجنگيد و نترسيد از عدو * قبل از اينكه با شما گردند ايشان روبرو
آنجا كه اعتراض از فرمان امام ( ع ) است و انصراف از جهاد ، زمينه براى هجوم دشمن فراهم است و ميدان تاخت و تاز براى غارتگر .
( 4 ) بر خدا سوگند هرگز قومى از اقوام دهر * كنج كاشانه نماند ، الّا كه شد مغلوب قهر شانه از تكليف خالى ساختيد اى كوفيان * تا مواجه با شما گرديد اين غارت گران
هامش
( 1 ) خود زره