تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
از بستگان خود مستغنى نيست و لو اينكه صاحب اعتبار است و مالك قنطار « 1 » :
( 7 ) كس نباشد از شما از بستگانش بىنياز * گر چه دارد از لحاظ مال و ثروت امتياز از دفاع و يارى آنها كه او را مىكنند * حفظ غيب و لطف و احسانها كه او را مىكنند در گرفتارى و پيشامد كليد مشكلند * در هماهنگى و نظم كار ، با او يكدلند گر چه بد باشند از اغيار او را بهترند * وجههء شخصيّتش را هم بنيكى مىبرند ( 8 ) نام نيكى كه به شخص اعطاء نمايد كردگار * بس نكوتر كه از او ماند سراى زرنگار ( چون كه نام نيك ، هر كسى را بغفران باعث است * ليك سود ارث در دنيا فقط بر وارث است ) ( جمله‌اى كه در خور نيكى بيامد در بيان * حاصلش نيكى نمودن اقربا را هر زمان ) ( 9 ) با خبر باشيد و آگه در خصوص اقربا * بر شما ابرام گشته اين سفارش از خدا رونگرداند يكى از قرب ايشان از شما * آنزمان كه ديدشان در زندگانى در عنا « 2 » لازم است احسان نمايد بهر ايشان از كرم * ( آنچه داده كردگار كون و امكان از نعم ) از چنان مالى كه با اعطاء نيفتد بر كساد * مىنيابد همچو با خسّت وفور و ازدياد گر كند احسان از آنچه بود در دست از عرض « 3 » * بذل دارد معطى عالم مر او را در عوض
و من يقبض يده عن عشيرته . . . ( نتيجهء عدم صلهء رحم ) مرد آنگه كه دست از امداد خويشان قطع كرد دستهائى از امداد او قطع مىگردند . در حالى كه از اجر اخروى محروم است و از سود دنيوى مأيوس .
( 10 ) قطع دارد گر كسى دست از گروه اقربا * دستهاى اقربا گردد زامدادش جدا پس ز آنان در رود دستى و از وى دستها * ( در حقيقت در رود از بيخ بند و بستها )
هامش
( 1 ) قنطار مال بسيار به حجم يك پوست گاو طلا ( 2 ) دشوارى ( 3 ) عرض متاع دنيا
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 116 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى