اى شگفتا پيام ايشان به من كه براى نيزه زدن و شمشير كشيدن بردبار باشم عجبا از اين تفكّر خام و انديشهء نافرجام !
( 6 ) بلعجب پيغام ايشان سوى من بود اينكه من * حاضر و آماده باشم سوى ميدان آمدن
بر عزاى آن سيه بختان نشيند مادران * ( روى خاك مرقد افتد آفتاب خاوران )
تاكنون با جنگ تهديدم نكرده هيچ كس * اى شگفتا از خدا بر گشتگان بلهوس
طىّ عمرى ترسى از شمشير برّانم نبود * ( اعتبارم را دليران ، در ميادين آزمود )
چون يقين دارم هميشه بر وجود كردگار * اعتقادم محكم و ايمان و دينم استوار
( ناهيا ) تهديد بر آنكس سزاوار است و بس * كز دنائت رغبتى باشد مر او را بر هوس
و عليك افضل التّحيّات يا امير المؤمنين پايان خطبهء 22