تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١

خطبهء 22

از فرمايشات آن حضرت ( در توبيخ و سرزنش كسانى كه كشتن عثمان را به آن حضرت ع نسبت دادند مانند طلحه و زبير ، و بطلان دعوى ايشان را ثابت مىكند و دليرى خود را اظهار ميدارد .
( 1 ) با خبر باشيد و آگاه ، گاه و ناگاه از شرير « 1 » * ( آنكه او بر نسل آدم هست خصم بىنظير ) او گروه خويش را بر ضدّتان انگيخته * ( نقشهء اضلال‌تان را سخت و محكم ريخته ) جمع كرده بر شما جند و سپاه خويش را * تا بجور عادت دهد افراد زشت انديش را باز گرداند ستم را بر مقرّ و جاى خود * ( يا گذارد فاسق و فاجر بميدان ، پاى خود ) اصل خود را باز يابد باطل و جاهل زند * ( دم ز هر قبح و بدى ، بر نادرستى دل زند ) ( 2 ) باز سوگندم خدا را با نداى اعتماد * ( از غلط پردازى اين قوم شوم و بدنهاد ) هيچى از منگر نكردندم دريغ و امتناع * ( بود عمرى بين من ، ما بين ايشان انتزاع ) قتل عثمان را به من بستند اين قوم افتراء * ( پس چه خواهد شد جواب قوم روز التقاء ) بسته شد بر روى ايشان راه عرفان و و داد « 2 » * قول‌شان با من نبوده از طريق عدل و داد گر چنين رفتار مىشد بر ملا مىگشت كار * بود ايشان را همى بطلان دعوى آشكار
بطلان دعوى ايشان آن بود كه حقّى را از من مطالبه دارند كه خودشان ترك گفته‌اند و خونخواه كسى هستند كه خودشان او را كشته‌اند ، پس چه دعوى نادرست و احمقانه و چه تعصّب غلط و جاهلانه .
هامش
( 1 ) شرير لقب ابليس ( 2 ) و داد دوستى
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 111 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى