نسبت داده است . « 1 » در روايتى نيز عايشه ادعا كرده كه عبارت « لو كان لابن ادم و اديان . . . » آيه قرآن بوده و نسخ شده است . « 2 » در سند برخى از روايات ، افرادى ضعيف ، مانند عطيه عوفى و يا كذّاب ، مانند يوسف بن خالد سمتى وجود دارند و بعضى از روايات نيز از جهت سند بى اشكال مىباشند .
حذف آيه « ذات الدين » و « وادى التراب »
از ابىّ بن كعب روايت شده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه به او فرمود : « خداوند به من امر كرده كه قرآن را براى تو بخوانم . » سپس اين سوره را خواند :
« لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا . . . »
( كه همان سوره بيّنه است ) و از جمله آياتى كه حضرت براى او خواندند اين دو آيه بود : « لو أن ابن آدم . . . ، اگر فرزند آدم ذرهاى از مال داشته باشد ، باز دومى را مىخواهد و اگر دومى را بدست آورد ، سومى را مىخواهد و شكم او را چيزى جز خاك پر نخواهد كرد . » و آيه ديگر اين بود :
« إن الذين عند الله الحنيفية غير اليهودية و لا النصرانية و من يعمل خيرا فلن يكفره ، » دين ، نزد خداوند ، دين حنيف ( اسلام ) است ، نه يهوديت و نه مسيحيت و هر كس عمل نيكى انجام دهد ، آن را از دست نخواهد داد . « 3 » و نظير اين روايت را هيثمى در مجمع الزوائد نيز آورده است . « 4 »
به يقين اين روايات ، همه مجعول است و سازندگان آنها خواستهاند از شخصيت ابىّ بن كعب سوء استفاده كنند و نام او را وارد نمايند تا روايات مجعول و ساختگى آنها مقبول افتد ، همانطور كه هيچ يك از سنّيها اكنون ادعا نمىكنند كه اين بافتهها جزء قرآن است .
هامش
( 1 ) . همان ، ج 5 ، ص 117 و مجمع الزوائد ، ج 7 ، ص 141
( 2 ) . سنن ابن ماجه ، ج 10 ، ص 243
( 3 ) . مستدرك حاكم ، ج 2 ، ص 224
( 4 ) ج 7 ، ص 140 و نيز كنز العمال ، ج 2 ، ص 567