عمق فاجعه هر چه بيشتر روشن مىشود .
پيشينه عنادورزى با احاديث نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به خود زمان آن حضرت باز مىگردد و دروغ پردازان در حال حيات آن بزرگوار نيز دست از فتنه بر نداشتند تا آنكه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : « هر كس بر من دروغى ببندد ، جايگاهش در آتش خواهد بود » . « 1 » اين واقعه گوياى آن است كه نقشه حذف سنت از زمان حيات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شروع شده بود و پس از رحلت آن بزرگوار با سرعت بيشترى پيگيرى شد . اكنون با هم به بررسى شواهد تاريخى و رواياتى كه گوياى اقدامات دو خليفه نخست ، يعنى ابو بكر و عمر در رابطه با ممنوعيت نقل و تدوين حديث مىباشد مىپردازيم .
جلوگيرى خليفه اول
عايشه دختر خليفه اول مىگويد :
پدرم احاديث رسول خدا را كه به پانصد حديث مىرسيد گرد آورد .
شبى در فكر بود و از اين پهلو به آن پهلو مىشد . من با ناراحتى به او گفتم : « چرا اين قدر ناراحتى ؟ » صبح پدرم مرا صدا زد و گفت : « دخترم ، آن احاديث را بياور ! » احاديث را آوردم و آنها را آتش زد . پرسيدم : « چرا اين كار را انجام دادى ؟ » پدرم گفت : « ترسيدم بميرم و اين روايات پس از من باقى بماند و در ميان آنها رواياتى باشد كه ناقل آن ، فرد مورد اعتمادى باشد و در نقل خود دچار خطايى شده باشد و اين اشتباه به همين صورت نقل گردد و باقى بماند . » « 2 »
در روايت ديگرى نيز آمده است كه ابو بكر مردم را قسم داد تا رواياتى را
هامش
( 1 ) . نور الدين الهيثمى ، مجمع الزوائد ، توفى 807 ، بيروت : دار الكتب العلمية ، ج 1 ، ص 151 .
( 2 ) . تذكرة الحفّاظ ، ج 1 ، ص 5 و نيز كنز العمال ، ج 10 ، ص 285 .