تشخيص حق از باطل به شمار مىرفت . مردم سؤالات خود را از آنان مىشنيدند و پاسخهاى آن حضرت و نيز ساير سخنان ايشان را براى يكديگر نقل مىنمودند . اين مطلب يكى از ضرورىترين و روشنترين امورى بود كه مسلمانان صدر اسلام به آن مىپرداختند و به آن مباهات نيز مىنمودند . اما پس از رحلت پيام آور الهى ، روش ديگرى حاكم شد و خلفا مردم را از نقل و ضبط احاديث به شدت منع كردند . در راستاى ممانعت از تدوين و نقل احاديث ، مجموعهاى كه به وسيله على بن ابى طالب عليه السّلام تدوين شده بود و در آن احكام شرعى جمع آورى گرديده بود و حتى ديه يك خراش نيز در آن وجود داشت . مورد پذيرش قرار نگرفت ، احاديث نوشته شده جمع آورى و يك جا سوزانده شدند ، متخلفان از دستور حاكمان ، به شدت مجازات مىشدند و بعضى آن قدر در زندان ماندند تا جان دادند و به طور خلاصه ، همان كارى كه تا ديروز مقدس و موجب تقرب مردم به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود ، امروز به عملى ممنوع و گناهى نا بخشودنى تبديل گرديد . مرحله نابود ساختن آثار مكتوب سنت نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و جلوگيرى از ترويج آنچه براى مسلمانان باقى مانده است ، نخستين گام در راه حذف اين مجموعه بود . در اقدام ديگرى عمر دست به يك انتخاب سليقهاى زد . وى مجموعهاى از احاديث را كه با اهدافش مناسب بود يا مخالفتى نداشت گرد آورد و سپس دوباره پرچم سنت را بالا برد و شعار « حسبنا كتاب اللّه » را تعديل نمود .
در يك قضاوت منصفانه مىتوان اقدام به حذف سنت را يك گام بسيار بزرگ به طرف جاهليت قلمداد نمود ، زيرا با محروم كردن جامعه از دست يا بى به حقايق قرآنى و منع تدوين سنت نبوى ، آثار هدايت رو به خاموشى گذارد و جامعه دچار بحران فكرى و خلأ اعتقادى گرديد . اگر به اين اقدامات خليفه ، دستور وى را مبنى بر نوشتن و ترويج اشعار جاهلى بيفزاييم ،
تدوين القرآن ( تدوين قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 39
مساهمون: الشيخ علي الكوراني العاملي
ص٣٩