مىبايست فهم خليفه معيار فتاوا و احكام باشد . بدين ترتيب خليفه منبع رسمى احكام فقهى نيز گرديد .
11 . از آثار ديگر اين روش ، آن بود كه محدثان دربارى ، مانند كعب الاحبار و تميم دارى و ديگران ، با اجازه رسمى دولت ، در مسجد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم احاديث يهود و نصارى را براى مردم بازگو مىكردند ، در حالى كه على عليه السّلام ، دروازه شهر علم پيامبر و ابو ذر ، راستگوترين مردم و سلمان كه از اهل بيت شمرده شده بود و مانند آنها اجازه نقل حديث نداشتند و اين امر ، خود موجب آميخته شدن سنت با احاديث مجعول و ساختگى شد ، يعنى امت به همان چيزى مبتلا شد كه بهانه حاكمان براى سنت سوزى بود . « 1 »
پيشگويى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم
بد نيست بدانيم خود آن حضرت تمام وقايع را پيشگويى كرده بودند . آن حضرت فرموده بودند : « نبينم كسى بر تخت تكيه بزند و امر و نهى مرا بشنود و بگويد آن را در كتاب خدا پيدا نكرديم ( و عمل نكند ) ! » « 2 » و فرموده بودند :
« در آينده كسانى هستند كه مرا تكذيب مىكنند و در حالى كه بر تخت تكيه زده ، حديث مرا مىشنوند ، مىگويند : رسول اللّه چه مىگويد ! آن را رها كنيد و قرآن را بياوريد ! » « 3 »
ممنوعيت نقل و تدوين حديث
به طور كلى در زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، سنت آن حضرت كه شامل گفتارها ، رفتارها و تأييدات آن حضرت مىشد ، يكى از راههاى بيان احكام و
هامش
( 1 ) . ما در همين كتاب به تفصيل دربارهء موارد ياد شده سخن خواهيم گفت .
( 2 ) . الامام الشافعى ، كتاب الام ، توفى 204 ، بيروت : دار الفكر ، ج 7 ، ص 16 و 303
( 3 ) . المتقى الهندى ، كنز العمال ، توفى 975 ، السعودية : مؤسسة الرسالة ، ج 1 ، ص 173 .