دنبال او مىرفتيد ، بدون شك گمراه مىشديد . » « 1 »
روايات مربوط به عمر بن خطاب در كتب سنّيها تنها به وسيله خود عمر بن خطاب روايت شده است ، گويا ديگران جرأت چنين كارى را نداشتند ، ولى در كتب اماميه از ديگران نيز نقل شده است و فقيه بزرگ شيعه ، علامه حلى از روايات نهى از آموختن فرهنگ اهل كتاب و توبيخ عمر از نوشتن كتب آنها ، عدم جواز نوشتن تورات و انجيل را استنباط كرده است . « 2 »
سفر به بيت المقدس
عمر بن خطاب سفرى نيز به بيت المقدس كرده است . البته سفر به بيت المقدس كه مدفن پيامبران الهى عليهم السلام است به تنهايى موجب هيچ اعتراضى نيست ، اما آنچه عجيب است ، عملى است كه او در هنگام ورود به آنجا انجام داد . هيثمى در كتاب خويش گفته است : « عمر چهلمين فردى بود كه مسلمان شد . » سپس از خود وى چنين روايت مىكند : « نزد رسول خدا رفتم تا براى رفتن به زيارت بيت المقدس از آن حضرت خدا حافظى كنم . فرمود : كجا مىروى ؟ عرض كردم : بيت المقدس . پرسيد : براى تجارت ؟ گفتم :
نه ، براى نماز . رسول خدا فرمود : يك ركعت نماز در اينجا از هزار ركعت نماز در آنجا بهتر است . » « 3 » و نيز از عبد اللّه بن زبير روايت شده است كه وقتى عمر وارد بيت المقدس شد . گفت : « لبيك ، اللّهم لبيك ! » « 4 » و ابو مريم عبيد مىگويد : « وقتى با عمر وارد محراب داوود ( در بيت المقدس ) شديم ، قرآن خواند و سجده كرد . » « 5 » و در روايت ديگرى گفته است : « هنگامى كه عمر وارد
هامش
( 1 ) . المصنف ، ج 6 ، ص 113
( 2 ) . علامة الحلى ، تذكرة الفقهاء ، توفى 726 ، طبعة حجرية ، قم : المكتبة المرتضوية ، ج 2 ، ص 429
( 3 ) . مجمع الزوائد ، ج 4 ، ص 5
( 4 ) . سنن بيهقى ، ج 5 ، ص 41
( 5 ) . كنز العمال ، ج 8 ، ص 144