تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تدوين القرآن ( تدوين قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
مرد داد و تمام پشت و روى آن را نوشت ، سپس نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رفت و آنها را خواند . پيامبر از ناراحتى متغير شد . يكى از انصار با دست به پشت او زد و گفت : « مادرت به عزايت بنشيند اى پسر خطاب ! نمىبينى چگونه پيامبر را ناراحت كرده‌اى ! » حضرت فرمود : « من خاتم پيامبرانم و جوامع كلم و بهترين سخنها نزد من است . مواظب باشيد گمراهان شما را از راه خارج نكنند ! » « 1 » دلايل ديگرى نيز گواه اين مطلب است ، مانند اينكه عرب در آن روزگار ، صورت زيبا را به كاغذ نوشته شده تشبيه مىكرد « 2 » و اين مطلب كه گذاشتن قلم در پشت گوش رواج داشت « 3 » كه مجموعه اين امور ، خود دليلى بر رواج امر كتابت در روزگار پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوده است ، بنا بر اين چگونه مىتوان باور كرد كتاب الهى نوشته نشده باشد ! از ادعاهايى كه مطرح شده است ، اين است كه قرآن در عهد پيامبر نوشته نشد تا بتوان در صورت لزوم آن را تغيير داد ، از اين رو نوشتن قرآن تا تمام شدن وحى و رحلت آن حضرت به تأخير افتاد . « 4 » بايد پرسيد : آيا قرآن مانند كتابهاى عادى بوده كه پس از كتابت احتياج به تغيير داشته باشد ؟ يا آنكه كلام الهى است و به هيچ وجه تغييرى در آن راه پيدا نخواهد كرد ؟ افزون بر اين ، رواياتى وجود دارد كه گوياى كتابت قرآن در زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و وجود نسخه تدوين شدهء كتاب الهى در آن روزگار مىباشد كه در اينجا به چند نمونه اشاره مىكنيم : 1 . احمد حنبل در روايتى از ابو امامه باهلى چنين روايت مىكند : پيامبر خدا در حجة الوداع بر شتر فضيل بن عباس سوار بود و فرمود : « اى مردم ! پيش از آنكه علم از ميان شما بر داشته شود ، آن را غنيمت
هامش
( 1 ) . الدرّ المنثور ، ج 5 ، ص 148 ( 2 ) . صحيح بخارى ، ج 1 ، ص 16 و صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 24 و مسند احمد ، ج 3 ، ص 110 و 196 و مستدرك حاكم ، ج 3 ، ص 640 ( 3 ) . مسند احمد ، ج 5 ، ص 193 ( 4 ) . الزركشى ، البرهان فى علوم القرآن توفى 974 ، بيروت ، ج 1 ، ص 262