اضافى است ! به ما چه مربوط ! هر چه از قرآن مىدانيد ، عمل كنيد و هر چه را نمىدانيد ، به خود خدا وا گذاريد ! » « 1 » البته در روايت ديگرى نيز نقل شده است كه خود عمر بن خطاب در مورد بعضى مطالب قرآنى ، مانند ليلة القدر از اصحاب سؤال مىكرد ، « 2 » اما گويا در اين مورد ، سفارش خود را فراموش كرده بود .
همچنين نقل كردهاند كه عمر بن خطاب بر روى منبر گفت : « به خدا قسم هر كس درباره مسائلى كه هنوز رخ نداده است سؤال كند ، او را مجازات مىكنم ، زيرا خداوند آنچه را كه بوده بيان كرده است ! » « 3 » آيا مراد خليفه اين است كه خداوند در مورد حوادث آينده خبر نداده است ؟ اگر چنين است ، چگونه كسى كه معنى بعضى كلمات قرآن را نمىداند به اين نتيجه مىرسد ؟ اما اگر معتقد است حوادث آينده نيز در قرآن است ، پس چرا براى نهى خود به اين كلام استدلال نموده و چرا مردم را از تحقيق در مورد قرآن نهى كرد ؟ و باز روايت شده است كه شخصى به خليفه گفت : « من شديدترين آيه را در قرآن مىدانم . » عمر با تازيانه بر سر او كوبيد و گفت : « به تو چه مربوط كه در قرآن تحقيق مىكنى ! » و صبح فردا آن شخص را احضار كرد و گفت : « آن آيه چه بود ؟ » وى گفت : « اين آيه است : من يعمل سوء يجز به ، هر كس عمل زشتى انجام دهد ، در برابر آن مجازات مىشود » ( نسا : 123 ) عمر نيز گفت : « روزى كه اين آيه نازل شد ، همه ما از خوراك افتاديم تا خداوند اين آيه را نازل فرمود : من يعمل سوء أو يظلم نفسه ثمّ يستغفر اللّه يجد اللّه غفورا رحيما ، هر كس بدى كند يا به خودش ستم نمايد و سپس از خدا طلب بخشش كند ، خداوند را آمرزنده مهربان خواهد يافت . » « 4 »
البته جا داشت به موجب همين آيه ، خليفه به خاطر ضرب و شتم ديروز خويش ، از آن فرد نيز عذر خواهى مىكرد ، امّا در روايت به اين مطلب اشاره نشده است .
هامش
( 1 ) . همان و نيز ر . ك . كنز العمال ، ج 2 ، ص 328
( 2 ) . سنن بيهقى ، ج 4 ، ص 313
( 3 ) . سنن دارمى ، ج 1 ، ص 50
( 4 ) . الدر المنثور ، ج 2 ، ص 227