7 . آيه ما سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ
عمر بن خطاب و ابن زبير هنگام قرائت آيات 40 تا 42 از سوره مدّثر كه چنين هستند :
فِي جَنَّاتٍ يَتَساءَلُونَ * عَنِ الْمُجْرِمِينَ ما * سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ
، اين گونه قرائت مىكردند : « فى جنّات يتساءلون عن المجرمين * يا فلان ما سلككم فى سقر » « 1 » كه اين نيز يكى از همين قرائتهاى شخصى است .
8 . آيه . . . وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ . . .
( ص : 24 )
از قرائتهاى عجيبى كه مخالف اجماع مسلمين است ، قرائت آيه فوق به اين صورت است : « و ظنّ داوود أنما فتّناه . . . » « 2 » كه اين قرائت نيز از ويژگيهاى خليفه دوم مىباشد .
9 . آيه وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ . . .
( توبه : 100 )
در روايات آمده است كه مردى اين آيه را مىخواند :
وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِينَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ . . .
، و كسانى از مهاجران و انصار كه گوى سبقت را ربودند و نيز كسانى كه با احسان از آنان پيروى نمودند ، خداوند از آنان خشنود است . . . عمر او را گرفت و نگه داشت و گفت : « چه كسى به تو ياد داده است كه اين گونه بخوانى ؟ » او گفت :
« ابىّ بن كعب . » عمر آن مرد را پيش ابىّ بن كعب برد و ماجرا را باز گو كرد . ابىّ گفت : « او راست مىگويد و من نيز از رسول خدا آموختهام . » عمر سه بار با تعجب پرسيد : « آيا تو آيه را همين گونه از رسول خدا ياد گرفتهاى ؟ » كه ابىّ بن كعب در مرتبه سوم عصبانى شد و با پرخاش گفت : « بله ، به خدا قسم آن را خدا بر جبرئيل و جبرئيل بر محمد نازل كرد و با خطاب و پسرش نيز مشورت نكرد ! »
هامش
( 1 ) . الدر المنثور ، ج 6 ، ص 285
( 2 ) . صحيح بخارى ، ج 4 ، ص 135