وجود دو لفظى كه كاملا مترادف و معناى آنها از هر جهت يكسان باشد بسيار بعيد است و الفاظ اگر چه به حسب ظاهر هم معنى هستند ، اما در هر يك ، اعتبارات و جهات خاصى لحاظ شده است كه در ديگرى لحاظ نشده است ، بنا بر اين ممكن است بين دو لفظ « نخرة » و « ناخرة » نيز همين اختلافات اعتبار شده باشد و تغيير دهندگان الفاظ ، از كجا مىدانند كه پروردگار متعال كدام جهت را ملاحظه نموده است تا به خود جرأت تغيير الفاظ را دهند ، يا حكم به جواز هر دو قرائت نمايند ؟ به فرض كه دو لفظ كاملا مترادف باشند ، در جايى كه ما به خود اجازه تغيير دادن دست نوشته افراد عادى را نمىدهيم تا جانب امانت را نگه داريم ، چگونه به خود اجازه مىدهيم وحى الهى را تغيير دهيم ؟
3 . آيه صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ . . .
( فاتحة : 7 )
سوره مباركه حمد ، سورهاى است كه همه مسلمانان ، از صدر اسلام تا كنون ، لا اقل روزى ده بار آن را مىخواندند . حال اگر كسى در مورد آيات چنين سورهاى ادعايى را مطرح كند ، آيا مىتوان آن را بر بى خبرى وى حمل كرد ؟ بر طبق روايات ، افرادى همچون عمر بن خطاب ، عكرمه و ابن زبير ، آيه را به شكل ديگرى مىخواندند . سيوطى ، قرائت عمر بن خطاب را اين گونه روايت مىكند : « سراط من أنعمت عليهم غير المغضوب عليهم و غير الضالين » و در مورد قرائت ابن زبير و عكرمه و أسود نيز اين گونه آورده است : « صراط من أنعمت عليهم غير المغضوب عليهم و غير الضالين . » « 1 » در روايات ديگرى قرائت خليفه دوم اين گونه آمده است : « سراط من أنعمت عليهم غير المغضوب عليهم و لا الضالين » . « 2 » باز در روايتى ، اين اختلاف به ابىّ بن كعب
هامش
( 1 ) . الدرّ المنثور ، ج 1 ، ص 15
( 2 ) . كنز العمال ، ج 2 ، ص 593 و الفراء البغوى ، معالم التنزيل ، توفى 516 ، لبنان : دار المعرفة ، ج 1 ، ص 42 و محاضرات ، راغب ، ج 2 ، ص 199 .