بار خدايا من اين چنين گمانى به تو نداشتم ، خداوند مىفرمايد : تو چه گمانى داشتى ، گويد گمان مىكردم تو گناهان مرا مىآمرزى و از آن در مىگذرى و در بهشت جاى مىدهى .
خداوند مىفرمايد : اى فرشتگان من به عزّت و جلال و شرافت و بلندى مقام خود سوگند ياد مىكنم ، اين بنده يك لحظه هم به من حسن ظن نداشت و اگر او لحظهاى حسن ظن پيدا مىكرد او را به آتش نمىترسانيدم دروغ او را قبول كنيد و وى را داخل بهشت سازيد .
عالم عليه السّلام فرمود : خداوند متعال مىفرمايد : صاحبان اعمال نبايد به كارهاى خود متكى باشند و براى رسيدن به ثواب در نزد من كار كنند ، زيرا آنها هر چه كوشش كنند و خودشان را به زحمت بياندازند باز هم در عبادت مقصر خواهند بود و به كنه عبادت نخواهند رسيد .
آنها بايد به رحمت من اطمينان پيدا كنند و به فضل من اميدوار باشند ، و به حسن ظن به من اطمينان حاصل نمايند ، در اين هنگام رحمت من آنها را فرا خواهد گرفت و به آرزوهاى خود خواهند رسيد رحمت و رضوان من آنها را در بر مىگيرد و من خداى بخشنده و مهربان هستم و به اين صفت ناميده شدم .
از عالم عليه السّلام روايت شده كه فرمود : خداوند متعال به موسى بن عمران عليه السّلام وحى فرستاد كه دو نفر از بنى اسرائيل را در زندان كن ، او هم آنها را حبس كرد ، بعد از آن دستور داد آنان را آزاد گردان ، راوى گويد : موسى به يكى از آنها نگاه كرد ديد لاغر و باريك شده است .
موسى گفت : چرا اين گونه شدهاى گفت : خوف خدا مرا اين چنين كرده ، و به ديگرى نگاه كرد ديد او مانند اول است ، موسى به او گفت : شما و رفيقت هر دو در حبس بوديد پس چرا او لاغر شده و شما تغييرى نكردهايد .
آن مرد گفت : من به خداوند حسن ظن داشتم و مىدانستم خداوند همواره نيكى مىكند ، موسى گفت : بار خدايا گفتههاى هر دو بندهات را شنيدى كدام يك از آن بهتر شد ، خداوند فرمود : صاحب حسن ظن بهتر است .
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 77
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٧٧