تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
كرده و حقائق را درك نمىكنيد ، مگر خداوند در قرآن نفرموده و از موسى در باره او نقل نكرده و گفته :
اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ
، اى هارون در ميان قوم من جانشين من باش و كارها را اصلاح كن و دنبال مفسدين را نگير . گفتم : موسى هارون را به جاى خود گذاشت و به طرف خدا رفت ولى رسول اكرم براى جنگ مىرفت و على را به جاى خود گذاشت ، گفت از مطلب پرت شدى و از حقيقت دور گرديدى ، به من بگو هنگامى كه موسى هارون را جانشين خود كرد و به طرف خدا رهسپار شد آيا كسى از ياران او و يا بنى اسرائيل وجود نداشت ، گفتم : خير كسى در آن جا نبوده است ، گفت مگر موسى او را براى بنى اسرائيل جانشين خود نكرد گفتم : آرى . مامون گفت : به من بگو هنگامى كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله براى جنگ از مدينه بيرون شدند جز افراد ضعيف و زنان و كودكان كسى را در مدينه گذاشتند ، اين جا با داستان موسى فرق مىكند ، بگوئيد معنى جانشينى در اين جا چيست ، و رسول اكرم خود اين معنى را روشن كرده و گفته تو جانشين من مىباشى جز اينكه پس از من پيامبرى نخواهد آمد . از اين گفته روشن مىشود كه رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله على عليه السّلام را بعد از خود به عنوان جانشين معرفى كرد و نبوت را از او استثناء نمود زيرا آن جناب خود خاتم پيامبران بود ، و گفته‌هاى رسول اكرم هرگز اثر خود را از دست نمىدهد و باطل نمىگردد و تا جهان باقى هست بايد مورد عمل قرار گيرد . مامون گفت : اى اسحاق حديث مباهله را مىدانى ، گفتم : آرى ، بار ديگر پرسيد حديث كسا را روايت مىكنى گفتم : آرى ، گفتم : در اين دو حديث فكر كن و بيانديش و بدان در آن حديث چه هست ، بعد از آن گفت : كسى كه در حال ركوع صدقه داد چه كسى بود گفتم : على انگشتر خود را صدقه داد ، گفت : آيا غير از او را مىشناسى گفتم : خير . مامون گفت : از آيه شريفه
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ
اطلاع دارى يعنى ولى و سر رشته‌دار شما خدا