و رسول و كسانى كه ايمان آوردند و نماز بر پا مىدارند و در حال ركوع صدقه و زكات مىدهند ، گفت : اين آيه را مىدانم .
مامون گفت : آيا در اين آيه نصى براى على نيست گفتم : يا امير المؤمنين خداوند در اين جا
الَّذِينَ آمَنُوا
را به صورت جمع ذكر كرده است ، مامون گفت :
قرآن عربى مىباشد و به لغات عرب فرود آمده است ، عرب يك نفر را به لفظ جمع مورد خطاب قرار مىدهد و يك نفر مىگويد فعلنا و صنعنا ما آن كار را كرديم و آن چيز را ساختيم .
پادشاهان و دانشمندان و اهل فضل اين گونه سخن مىگويند و خداوند هم فرموده :
خَلَقْنَا السَّماواتِ *
و
بَنَيْنا فَوْقَكُمْ سَبْعاً
، در صورتى كه خداوند يك نفر بيشتر نيست ، خداوند در حكايت از قول ميت مىگويد
رَبِّ ارْجِعُونِ
و نگفت ارجعنى ، اينها همه جمع هستند كه مورد استعمال براى يك نفر قرار گرفتهاند و علت آن هم استعمال آن در زبان عربى مىباشد .
بعد از آن مامون گفت : اى اسحاق آيا نمىدانى كه گروهى از ياران رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله هنگامى كه رسول اكرم فضايل على عليه السّلام را بيان مىكرد و آنها را ملزم مىنمود تا امامت و ولايت او را گردن نهند ، و مىفرمودند على بعد از من بهترين مردم مىباشد ، و طاعت خداوند هنگامى كامل مىگردد كه شما از على اطاعت كنيد .
پيامبر گرامى در همه گفتههاى خود تصريح مىكرد كه على بعد از آن حضرت امام مىباشد و مردم بايد از وى اطاعت كنند ، اما اصحاب و يارانى كه با على مخالف بودند ، گفتند : پيامبر از روى هوا سخن مىگويد ، و محبت پسر عمويش او را از راه بيرون كرده است .
آن جماعت به اندازهاى در اين مورد سخن گفتند و زيادهروى كردند و در نهان با همديگر به گفتگو نشستند ، تا آن گاه كه خداوند از اسرار آنها پرده برداشت و فرمود :
وَ النَّجْمِ إِذا هَوى ، ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى ، وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى ، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى
.
سوگند به ستاره هنگامى كه غروب مىكند ، صاحب شما گمراه نشده و از حق