تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
نمىدانم ، مامون گفت : در روز حنين همه فرار كردند و با رسول خدا فقط هفت نفر از بنى هاشم باقى ماندند . على در مقابل رسول خدا شمشير مىزد ، عباس هم لگام استر او را گرفته بود ، ديگران هم پيرامون رسول خدا را گرفته بودند كه كسى به او آسيب نرساند ، تا آنگاه كه خداوند او را پيروز گردانيد ، پس مقصود از مؤمنان در اين آيه على و كسانى كه با او بودند از بنى هاشم ، گفته شده كه سلمان و عمار هم در ميان آن گروه بوده‌اند و از رسول خدا حمايت مىكردند . اكنون اى اسحاق بگوئيد آيا كسى كه با رسول خدا بود و سكينه بر رسول و او فرود آمد افضل است يا كسى كه با رسول بود و سكينه به او نازل نشد و او را اصلا به حساب نياورد ، اسحاق گفت : البته آن كس كه با رسول خدا حضور داشت و سكينه بر او فرود آمد ، مامون از وى پرسيد كدام يك از آن دو افضل هستند كسى كه در بستر رسول خوابيد و يا كسى كه با وى در غار بسر برد . رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله على عليه السّلام را امر كردند تا در بستر او بخوابد و با جان خود پيامبر را حفظ كند ، على هنگامى كه اين پيام را شنيد گريه كرد ، رسول خدا گفت : يا على چرا گريه مىكنى گفت : مىترسم به جانت صدمه‌اى وارد شود يا رسول اللَّه اگر من در جايت قرار گيرم جان شما سالم خواهد ماند رسول خدا فرمود : آرى . در اين هنگام على عليه السّلام خوشحال شدند و عرض كردند يا رسول الله به سخنانت گوش فرا مىدهم و اوامرت را اطاعت مىكنم ، و جان خود را فدايت مىنمايم ، بعد از آن آمد و در جاى حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله خوابيد و پارچه آن حضرت را به روى خود افكند و در بستر رسول بخواب رفت . شب هنگام مشركان قريش آمدند و خانه رسول را به محاصره گرفتند و شكى نداشتند كه رسول در ميان اطاق به خواب رفته است و اكنون در دست آنها گرفتار خواهد شد آنها كنار خانهء رسول خدا جمع شدند و مىخواستند از هر قبيله‌اى يك نفر حاضر شود و همه در يك لحظه وارد اطاق شوند و آن حضرت را از بين ببرند . قريشيان گمان كرده بودند كه اگر از هر قبيله‌اى يك نفر حاضر شود و بطور
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 392 | العلامة المجلسي / عزيز الله عطاردى