تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ
آن است كه مردى به ديگرى مىگويد : اگر فلان شخص نبود من نابود مىشدم ، و اگر فلان كس مانع نمىشد من به مقصود خود مىرسيدم . اگر آن شخص به داد من نرسيده بود خانواده‌ام از بين مىرفتند ، مگر شما در اين موارد مشاهده نمىكنيد كه او براى خداوند شريك قائل شده و در دفع دشمنان و جلب روزى غير از خدا را عنوان كرده است ، گويد : گفتم : اگر بگويد خداوند بر من منت نهاد و فلان شخص را به كمك من رسانيد چگونه است ، فرمود : اين چنين مانعى ندارد . 28 - نعمانى در تفسير خود در باب فضل قرآن از امير المؤمنين عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : كفرى كه در قرآن مجيد از آن نام برده شده پنج قسم مىباشد ، و آنها عبارتند از كفر انكارى ، كفر مطلق ، كفر ترك ، كفر برائت ، و كفر نعمت . اما كفر انكارى بر دو قسم است ، يكى از آنها كفر وحدانيت است ، و آن گفتار كسانى است كه مىگويند : نه خدائى هست و نه بهشتى و نه دوزخى و نه حشر و نشرى ، اين جماعت از زنادقه و ملحدان مىباشند ، و همچنين گروهى از دهريه كه مىگويند :
وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ
روزگار ما را فانى مىكند نه غير آن . اين نظريه‌اى است كه آنها مىدهند و براى آن برهانى هم ندارند ، و فقط از روى گمان اين سخن را مىگويند ، خداوند فرموده :
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ
يعنى آنها به وحدانيت خداوند ايمان نخواهند آورد و به توحيد معتقد نخواهند شد . وجه دوم كفر انكارى آن است كه حقيقت و واقعيت را مىشناسد ولى در عمل و هنگام حاجت انكار مىكند ، خداوند در قرآن مىفرمايد :
وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا
، حقيقت را انكار مىكنند در حالى كه آن را در دل قبول دارند . در آيه ديگرى خداوند مىفرمايد :
وَ كانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكافِرِينَ
، آنها قبلا با كفار از فتح و