تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
پيروزى سخن مىگفتند ولى بعد از اينكه حق آمد آن را نشناختند و كافر شدند و مورد نفرين قرار گرفتند قسم سوم از كفر ترك اوامر خداوند مىباشد كه از معصيت‌ها شمرده مىشود خداوند متعال فرموده :
وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ لا تَسْفِكُونَ دِماءَكُمْ وَ لا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ
تا
أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ
. هنگامى كه ما از شما پيمان گرفتيم كه خون يك ديگر را نريزيد ، و همديگر را از خانه‌ها بيرون نكنيد ، شما هم اقرار كرديد و پيمان بستيد ، اكنون شما به بعضى از موارد ايمان مىآوريد ولى به پاره‌اى كافر مىگرديد . خداوند آنها را كافر خواند زيرا آنان اوامر خداوند را اطاعت نكردند ، و آنها را از آن جهت مؤمن دانست كه در ظاهر اقرار كردند اگر چه در باطن قبول نداشتند ، ولى آن ايمان ظاهرى به آنها سودى نبخشيد ، و جز رسوائى آخرت براى آنها اثرى نداشت . وجه چهارم كفر آن است كه خداوند متعال از ابراهيم عليه السّلام نقل مىكند در آن جا كه فرمود :
كَفَرْنا بِكُمْ وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ
، مقصود از
كَفَرْنا بِكُمْ
در اينجا يعنى تبرأنا منكم ما از شما برائت مىجوئيم . در داستان ابليس در آنجا كه روز قيامت از دوستانش بيزارى حاصل مىكند مىگويد :
إِنِّي كَفَرْتُ بِما أَشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ
، يعنى من از شما برائت مىجويم از سخنان شرك‌آميزى كه قبلا به من ميگفتيد در جاى ديگر خداوند مىفرمايد :
إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْثاناً مَوَدَّةَ بَيْنِكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا
تا آنجا كه فرمود :
يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكْفُرُ بَعْضُكُمْ بِبَعْضٍ وَ يَلْعَنُ بَعْضُكُمْ بَعْضاً
شما غير از خدا بت‌هائى براى خود اختيار كرديد و در دنيا با آنها به محبت رفتار نموديد ، روز قيامت يك ديگر را لعن و تكفير خواهيد كرد . بخش پنجم از كفر ، كفر نعمت مىباشد ، خداوند از قول سليمان عليه السّلام مىفرمايد :
هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ
، اين از عطاهاى خداوند است كه به من مرحمت كرده تا مرا بيازمايد كه در برابر اين نعمت‌ها او را سپاسگزارى
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 361 | العلامة المجلسي / عزيز الله عطاردى