تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
مىكنم و يا كفران نعمت مىنمايم . در جاى ديگرى مىفرمايد :
لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ
اگر سپاسگزارى كنيد بر نعمت‌ها خواهم افزود و اگر ناسپاس باشيد شما را عذاب خواهم كرد ، و نيز فرموده :
فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُوا لِي وَ لا تَكْفُرُونِ
، مرا به ياد بياوريد تا شما را به ياد بياورم مرا سپاس گوئيد و كفران نكنيد . در قرآن مجيد از شرك هم در چهار موضوع گفتگو شده است ، در آنجا كه فرموده :
لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَ قالَ الْمَسِيحُ يا بَنِي إِسْرائِيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ
. هر آئينه كافر شدند كسانى كه گفتند خداوند مسيح بن مريم است ، در حالى كه خود مسيح گفت : اى بنى اسرائيل خداوند را پرستش كنيد كه پروردگار من و شما مىباشد ، و هر كس به خداوند شرك آورده بهشت بر او حرام مىگردد و جاى در دوزخ دارد ، و ستمگاران يارىكننده ندارند ، اين را شرك در گفتار و وصف مىشمارند . وجه دوم از شرك ، شرك اعمال است ، خداوند مىفرمايد
وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ
، بيشتر آنها به خداوند ايمان نياوردند و در حال شرك ماندند ، در جاى ديگرى فرموده :
اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ
، آنها علما و دانشمندان دينى خود را ارباب گرفتند و خدا را فراموش كردند . البته معلوم است كه آنها براى رهبران دينى خود روزه نگرفتند و براى آنان نماز هم نگذاردند ، ولى هر چه آنها گفتند مردم از آنها اطاعت كردند ، حلال‌ها را براى آنها حرام نمودند ، و حرام‌ها را حلال ساختند ، مردم در نتيجه آنها را پرستيدند در حالى كه نمىدانستند آنها را مىپرستند اين را مىگويند شرك در اعمال و طاعات . بخش سوم از شرك ، شرك زنا مىباشد ، خداوند متعال در قرآن مىفرمايد :
وَ شارِكْهُمْ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ ،
پروردگار به شيطان مىفرمايند در اموال و فرزندان با