تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
اينكه معنى آن را قبل از سخن گفتن من بدانى ، هنگامى كه من خود را اهل سهو و نسيان نمىدانم ، ولى خداوند به دل آگاهى دارد ، من چگونه از توكل سخن بگويم در حالى كه در جيب من يك درهم وجود داشته باشد . من هنگامى از توكل سخن مىگويم كه آن يك درهم را نيز ايثار كرده باشم ، و بعد از توكل صحبت كنم ، سائل در اينجا فريادى كشيد و سوگند ياد كرد تا زنده است در منزل و آبادى سكونت نكند ، و با بشرى انس نگيرد . 42 - ثمالى از امام سجاد عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : از منزل بيرون شدم تا به كنار ديوارها رسيدم و بر ديوارى تكيه زدم ، در اين هنگام مردى آمد كه جامه سفيد در بر داشت ، و در مقابل من قرار گرفت و گفت : اى على بن الحسين چرا تو را محزون و غمگين مشاهده مىكنم آيا براى دنيا محزون هستى كه روزى خداوند براى نيكوكار و بدكار حاضر مىباشد گفتم براى اين محزون نمىباشم و مطلب همان است كه شما مىگوئيد . گفت : پس براى آخرت اندوهگين مىباشى كه آن هم وعده‌اى درست و در آنجا يك حاكم عادل حكومت مىكند ، پس اكنون چرا خائف و محزون هستى ، گفت : من از فتنه فرزند زبير مىترسم ، راوى گويد آن مرد در اين حال خنده كرد و گفت : اى على ابن الحسين آيا مشاهده كرده‌اى كسى را كه به خدا توكل كرده باشد و خداوند او را كفايت نكند ، گفتم خير ، گفت : اى على بن الحسين آيا متوجه‌شده‌اى كسى از خداوند بترسد و خدا او را نجات نداده باشد گفتم : خير . بعد از اين گفت : اى على بن الحسين آيا كسى را مشاهده كرده‌اى كه از خداوند چيزى بخواهد و يا حاجتى را طلب كند ، اما خداوند خواسته‌هاى او را انجام ندهد ، گفتم خير امام سجاد عليه السّلام گويد : بعدا متوجه شدم كسى در مقابل من نيست . 43 - امام صادق عليه السّلام فرمود : كسى كه كارش را به خداوند واگذارد در آسايش هميشگى قرار خواهد گرفت ، و همواره در زندگى لذت بخشى بسر خواهد