تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
سخن گفتند . على ( ع ) سپاس و ستايش خداوند را بر زبان آورد و سپس چنين گفت : « اما بعد ، همانا كه خداوند ، وارث همهء بندگان و همه سرزمينها و پروردگار آسمانهاى هفتگانه و زمينهاى هفتگانه است و به سوى او باز مى گرديد . « او پادشاهى را به هر كس بخواهد ارزانى مى دارد و آن را از هر كس بخواهد باز مى ستاند هر كه را خواهد عزت مى بخشد و هر كه را بخواهد زبون مىكند » . اما شكست و بدبختى از آن گمراهان و گنهكاران است ، بر فرض كه پيروز شوند يا مغلوب گردند . و به خدا پناه مى برم از اينكه سخن قومى را بشنوم كه نمى بينم كار خوب را پسنديده و كار زشت را زشت شمرند . » معقل بن قيس رياحى برخاست و گفت : اى امير المؤمنين ، به خدا سوگند اين گروه براى تو خير خواهى ندارند و پيش تو نيامده‌اند مگر براى مكر و فريب و از ايشان بر حذر باش كه دشمن نزديك ما هستند . مالك بن حبيب هم گفت : اى امير المؤمنين به من خبر رسيده است كه اين حنظله با معاويه مكاتبه مىكند . او را به ما بسپار تا زندانى اش كنيم و تا پايان جنگ و هنگامى كه باز مى گردى زندانى باشد . از افراد قبيله عبس هم قائد بن بكير و عياش بن ربيعه برخاستند و گفتند : اى امير المؤمنين در مورد اين دوست ما ، عبد اللّه بن معتم ، به ما خبر رسيده است كه با معاويه مكاتبه مىكند ، يا خود ، او را زندانى كن يا به ما اجازه ده او را زندانى كنيم تا جنگ خود را انجام دهى و باز گردى . حنظلة و عبد اللّه بن معتم به آنان گفتند اين پاداش كسى است كه براى شما دقت كرده و رأى درست را در مورد آنچه ميان شما و دشمنتان است عرضه داشته است على عليه السّلام به آن دو گفت : خداوند حاكم ميان من و شماست . شما را به او وا مى گذارم و از خداوند بر [ عليه ] شما يارى مى طلبم هر كجا كه مى خواهيد برويد . نصر مى گويد : على ( ع ) به حنظلة بن ربيع كه از صحابه و معروف به « حنظلهء كاتب » بود پيام داد كه تو با مايى يا بر [ عليه ] ما گفت : نه با تو هستم و نه بر [ عليه ] تو ، فرمود : چه مى خواهى انجام دهى گفت : به « رها » مى روم كه مرزى از مرزهاست و همانجا را مواظبم تا اين جنگ به پايان برسد . از اين سخن او برگزيدگان بنى عمرو بن -
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 80 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى