تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
فرود آمديم مشتى از خاك آن برگرفت و بوييد و گفت : « اى خاك واى بر تو كه از تو گروهى محشور خواهند شد كه بدون حساب به بهشت خواهند رفت » . او از كجا علم غيب دارد زن گفت : اى مرد دست از ما بدار كه امير المؤمنين عليه السّلام جز سخن حق نمى گويد . [ هرثمه ] گويد : هنگامى كه عبيد اللّه بن زياد لشكرى براى جنگ با امام حسين ( ع ) فرستاد من هم از جمله سواران آن لشكر بودم و چون به حسين ( ع ) و يارانش رسيدم آن منزلى را كه با على ( ع ) در آن فرود آمده بودم شناختم و جايى را كه از آن خاك برداشته بود و سخنى را كه گفته بود فراياد آوردم و از حركت خود كراهت پيدا كردم با اسب خود پيش رفتم و كنار حسين ( ع ) ايستادم و سلامش دادم و آنچه را از پدرش در آن منزل شنيده بودم به او گفتم . حسين ( ع ) فرمود : آيا با ما هستى يا بر عليه ما گفتم : اى پسر رسول خدا ، نه با تو هستم و نه بر عليه تو . زن و فرزندانم را رها كرده‌ام و بر آنان از ابن زياد مى ترسم . امام حسين ( ع ) فرمود : شتابان بگريز تا كشته شدن ما را نبينى . سوگند به آن كس كه جان حسين در دست اوست امروز هيچ كس نيست كه شاهد كشته شدن ما باشد و ما را يارى ندهد مگر آنكه به دوزخ خواهد افتاد . گويد : من روى به راه آوردم و با سرعت و شدت مى گريختم تا كشته شدن ايشان بر من پوشيده بماند . نصر مى گويد : مصعب از قول اجلح بن عبد اللّه كندى ، از ابو جحيفة نقل مى كرد كه مى گفته است ، عروة بارقى نزد سعد بن وهب آمد و گفت : آن حديثى را كه از على بن ابى طالب براى ما نقل مى كردى بگو . گفت : آرى هنگام رفتن على ( ع ) به صفين مخنف بن سليم مرا پيش او فرستاد . من در كربلاء به حضور على ( ع ) رسيدم و ديدم با دست خود اشاره مىكند و مى گويد اينجا ، اينجا . مردى به او گفت : اى سالار مؤمنان چه چيزى خواهد بود فرمود : كاروانى از آل محمد اينجا فرود مى آيد . واى از شما براى ايشان و واى از ايشان براى شما . آن مرد گفت : اى امير المؤمنين معنى اين گفتار چيست فرمود : واى بر ايشان از شما كه شما ايشان را خواهيد كشت و واى بر شما از ايشان كه خداوند به سبب كشته شدن آنان شما را به دوزخ مى برد . نصر مى گويد : اين سخن به گونهء ديگرى هم نقل شده است كه على عليه السّلام