تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
فرموده است : « واى بر شما از ايشان و واى بر شما بر ايشان » آن مرد گفت : « واى بر ما از ايشان » را فهميديم ولى معنى « واى بر ما بر ايشان » يعنى چه فرمود : يعنى مى بينيد آنان را مى كشند ولى نمى توانيد آنان را يارى دهيد . نصر بن مزاحم مى گويد : سعيد بن حكيم عبسىّ ، از حسن بن كثير ، از پدرش نقل مىكند كه على ( ع ) به كربلا رسيد و آنجا ايستاد . گفته شد : اى امير المؤمنين اينجا كربلاست . فرمود : جايگاه اندوه و بلا . سپس با دست خود به جايى اشاره كرد و فرمود : اينجا جايگاه بارها و محل خوابيدن شتران ايشان است و سپس با دست خود به جاى ديگرى اشاره كرد و فرمود : اينجا جايگاه ريخته شدن خونهاى آنان است . و سپس به ساباط رفت .

گفتار على ( ع ) براى يارانش و نامه‌هاى او به كارگزاران خويش

و شايسته است كه همين جا مطالب مربوط به هنگام حركت از كوفه و رفتن به شام و آنچه كه به ياران خود فرموده است و آنچه آنان پاسخ داده‌اند و نامه‌هايى را كه به كارگزاران خود نوشته و آنچه آنان به او نوشته‌اند ، بيان شود و تمام اين موارد از كتاب [ وقعة صفين ] نصر بن مزاحم نقل مىشود . نصر مى گويد : عمر بن سعد ، از اسماعيل بن ابى خالد ، از ابى الكنود بن - عبد الرحمان بن عبيد نقل مى كرد كه مى گفته است ، چون على عليه السّلام خواست به شام برود نخست همهء افراد مهاجر و انصار را كه همراهش بودند جمع كرد و پس از حمد و ثناى خداوند چنين گفت : « اما بعد همانا كه شما فرخنده رأى و داراى بردبارى هستيد و پسنديده سيرت و گويندگان بر حق مى باشيد . ما تصميم بر حركت به سوى دشمن خود و دشمن شما گرفته‌ايم . با راى خود با ما مشورت كنيد . » هاشم بن عتبة بن ابى وقاص برخاست و نخست حمد و ثناى خدا را بر زبان آورد و چنين گفت : اما بعد ، اى امير المؤمنين من بر آن قوم سخت آگاهم . آنان دشمنان تو و شيعيان تو هستند و ايشان براى كسى كه در پى بهره اين جهانى باشد دوست مى باشند و ايشان با تو جنگ و ستيز كننده‌اند و در اين راه هيچ كوششى را فروگذار