تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
در نواحى « جوخى » در تاخت و تاز بود و سوره در تعقيب او بود . شبيب به مداين آمد ، مردم مداين پناه گرفتند و او « مداين اول » را غارت كرد و مقدارى از اسبهاى سپاه را گرفت و هر كه را مقابل او ايستاد كشت ، ولى وارد خانه‌ها نشد . سپس كسانى پيش او آمدند و گفتند : سوره به تو نزديك مىشود . او با ياران خود از آنجا بيرون آمد و به نهروان رفت . آنجا فرود آمدند وضو ساختند و نماز گزاردند و كنار كشتارگاه برادران خود كه على بن ابى طالب ( ع ) آنان را كشته بود آمدند و براى آنان آمرزشخواهى كردند و از على و ياران او تبرى جستند و مدتى گريستند و سپس از پل نهروان گذشتند و بر كناره شرقى آن فرود آمدند . سوره هم در « نفطرانا » فرود آمد . جاسوسان او آمدند و خبر آوردند كه شبيب در نهروان است . سوره ، سران ياران خود را فرا خواند و به آنان گفت : خوارج هر گاه در صحرا و بر پشت اسبها سوارند كمتر شكست مى خورند و معمولا انتقام خود را مى گيرند و براى من نقل شده است كه ايشان بيش از صد مرد نيستند . اكنون چنين انديشيده و صلاح ديده‌ام كه گروهى از شما را برگزينم و همراه سيصد مرد از نيرومندان و دليران شما به آنان شبيخون برم كه آنان در تصور خود از شبيخون زدن شما در امانند و به خدا سوگند اميدوارم كه خداوند آنان را همان گونه كه پيش از اين برادران ايشان را در نهروان كشت ، بكشد . آنان گفتند : هر چه دوست مى دارى انجام بده . او حازم بن قدامه را بر لشكر خود گماشت و سيصد تن از ياران شجاع خود را برگزيد و با آنان حركت كرد و خود را نزديك نهروان رساند . او در حالى كه پاسداران را روانه كرده بود آغاز شب را همانجا ماند و سپس به قصد شبيخون بر آنان حركت كرد . چون ياران سوره به خوارج نزديك شدند آنان به وجود ايشان پى بردند و بر اسبهاى خود نشستند و آرايش جنگى گرفتند و همين كه سوره و يارانش رسيدند آنان آگاه شدند و سوره حمله كرد ، شبيب فرياد برآورد و با ياران خود حمله آورد و ياران سوره آوردگاه را براى او رها كردند و رفتند . شبيب شروع به حمله كرد و در حالى كه ضربت مى زد مى گفت :