روسپيان رامهرمز لطيف تر است در حالى كه روسپيان « ارجان » خوش اندامترند . گفت : كداميك از اين دو مرد شاعرترند ، جرير يا فرزدق گفت : بر تو و بر آن دو لعنت و نفرين خدا باد ابو حزابه گفت : ناچار از پاسخ دادنى . گفت : كداميك از آن دو گفته است : « زوبين و نيزه كوتاه با كمندها ، شكمهاى آنان را درهم نورديد و تا كرد همچنان كه بازرگانان در حضرموت بردها را تا مى كنند » .
گفت : اين را جرير گفته است . عبيده گفت : همو شاعرتر است .
ابو الفرج مى گويد : مردم در لشكرگاه مهلب در مورد جرير و فرزدق و اينكه كداميك شاعرترند با يكديگر بگو و مگو مى كردند و چنان شد كه بر سر آن به يكديگر حمله مى كردند و پيش ابو حزابه رفتند تا در اين مورد داورى كند . گفت : مى خواهيد ميان اين دو سگ مهاجم داورى كنم و هر دو به جان مى افتند من داورى نمى كنم ولى شما را به كسى راهنمايى مى كنم كه ميان آن دو داورى مىكند و فحش دادن به آن دو و دشنام شنيدن از آن دو بر او آسان است . بر شما باد كه اين سوال را از خوارج بپرسيد . و هرگاه با آنان روياروى مى ايستيد بپرسيد . و چون برابر هم ايستادند ابو حزابة از عبيدة بن هلال پرسيد و پاسخ فوق را به او داد .
همچنين ابو الفرج اصفهانى نقل مىكند كه زنى از خوارج كه به او « ام حكيم » مى گفتند همراه قطرى بن فجاءة بود . آن زن از دليرترين و زيباترين و ديندارترين خوارج به شمار مى آمد و گروهى از خوارج از او خواستگارى كردند و او همه را رد كرد و پاسخ نداد . كسى كه شاهد جنگ كردن او بوده است مى گويد : او به مردم حمله مى كرد و اين رجز را مى خواند : « سرى بر دوش مى كشم كه از كشيدنش خسته و از شستن و روغن ماليدن بر آن افسرده شدهام ، آيا جوانمردى پيدا مىشود كه سنگينى آن را از دوش من بردارد » و خوارج همگان بانگ بر مى داشتند كه پدر و مادرمان فداى تو باد ، و ما هرگز چنان زنى نديدهايم .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 335
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٣٥