عباس بن اخضر مازنى را به جنگ او فرستاد كه او را كشت و يارانش هم كشته شدند .
سر ابو بلال را بريدند و نزد ابن زياد بردند . ابو بلال مردى عابد ، پارسا و شاعر بود .
برخى از اصحاب قديمى ما [ معتزله ] از اين جهت كه او معتقد به عدل بود و كار زشت را بسيار انكار مى كرده است او را از خود دانستهاند و برخى از قدماى شيعه نيز او را از خود مى دانند .
نافع بن ازرق
ديگر از ايشان ، نافع بن ازرق حنفى است كه مردى شجاع و از پيشروان [ تنظيم ] فقه خوارج است و فرقهء « ازارقه » خوارج به او منسوب هستند . او چنين فتوى مى داد كه اين سرزمين [ بصره و كوفه ] سرزمين كفر است و همهء مردم آن كافر و دوزخى هستند مگر كسانى كه ايمان خود را آشكار سازند ، و براى مومنان جايز نيست كه دعوت آنان را براى نماز بپذيرند و از گوشت ذبيحهء ايشان بخورند و با آنان ازدواج كنند و آنان از خارجى و غير خارجى ارث نمى برند و حكم آنان همچون كافران عرب و بت پرستان است و از ايشان چيزى جز اسلام يا شمشير نهادن بر ايشان و دور كردن آنان از منزلت و مقامشان پذيرفته نمى شود و در اين مورد تقيه هم روا نيست ، كه خداوند متعال مى فرمايد : « و چون حكم جهاد بر آنان مقرر شد گروهى از ايشان ، از مردم همان گونه كه از خدا مى ترسند يا بيشتر ، از آن بيم مى كنند » و درباره كسانى كه بر خلاف آنان باشند [ و ترس نداشته باشند ] فرموده است : « در راه خدا جهاد مى كنند و از سرزنش سرزنش كننده بيم ندارند » . به همين سبب گروهى از خوارج از گرد او پراكنده شدند .
نجدة بن عامر
ديگر از ايشان ، نجدة بن عامر است ، و او به اين گفتار خداوند احتجاج مى كرد : « مردى مومن از خاندان فرعون كه ايمان خود را پوشيده مى داشت ، گفت . . . » . نجده و يارانش به يمامه رفتند . نافع بن ازرق هم علاوه بر مطالبى كه