تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
نيك هم نوعى رشد و افزونى است .

اختلاف رأى در معنى سب و برائت

مسئلهء چهارم : اگر گفته شود چگونه على عليه السّلام گفته است : « اما دشنام دادن ، مرا دشنام دهيد كه براى من زكات و براى شما نجات است . اما بيزارى جستن و تبرى ، از من تبرى مجوييد » . چه فرقى ميان دشنام دادن و تبرى جستن است و چگونه على ( ع ) اجازه سب و دشنام دادن به آنان داده ولى از تبرى جستن آنان را منع نموده است و حال آنكه ظاهرا دشنام دادن زشت تر از تبرى جستن است . پاسخ اين است كه اصحاب [ معتزلى ] ما فرقى در مورد دشنام دادن به على ( ع ) و تبرى جستن از او نمى گذارند و هر دو را حرام و فسق و گناه كبيره مى دانند و اما بر كسى كه به اين دو كار مجبور شود با كى نيست . همچنان كه هنگام ترس ، اظهار كلمه كفر هم جايز است . البته براى شخص جايز است دشنام ندهد و تبرى نجويد هر چند كشته شود ، به شرط آنكه مقصود او فقط اعزاز و حفظ حرمت دين باشد همان گونه كه براى او جايز است كه تسليم كشته شدن بشود و براى حفظ حرمت و عزت دين ، كلمه كفر را بر زبان نياورد . امير المومنين عليه السّلام تبرى جستن را از آن جهت بسيار زشت تر شمرده است كه كلمه « برائت » در قرآن عزيز فقط براى تبرى جستن از مشركان به كار رفته است . مگر نمى بينى كه خداوند متعال مى فرمايد : « برائتى از خدا و رسولش از عهد مشركانى كه با آنان عهد بسته‌ايد » و خداوند متعال مى فرمايد : « همانا خداوند و رسولش از مشركان برى هستند » و بر حسب عرف شرعى اين كلمه صرفا به مشركان اطلاق مىشود و به همين جهت است كه اين نهى موجب شده است كه لفظ « برائت » را بدتر و حرام تر از دشنام بدانند هر چند هر دو مورد ، ناپسند و حرام است . مثلا انداختن قرآن در كثافت [ مستراح ] به مراتب ناپسندتر از انداختن قرآن در خم شراب است ، هر چند كه اين هر دو كار حرام و در يك حكم است . اما اماميه از على ( ع ) روايت مى كنند كه فرموده است : چون شما را به برائت از ما واداشتند گردنهاى خودتان را براى آنكه زده شود دراز كنيد .