زكات هم دو معنى احتمال داده مىشود : يكى آنچه كه در اخبار نقل شده از پيامبر ( ص ) آمده است كه دشنام دادن به مؤمن مايهء افزونى حسنات اوست . ديگر آنكه شايد منظور نظر على ( ع ) اين است كه دشنام دادن آنان به من حتى در همين دنيا هم از قدر و منزلت من نمى كاهد بلكه موجب شرف و بلندى قدر و منزلت و شهرت من مىشود . و همين گونه هم بوده است كه خداوند متعال اسبابى را كه دشمنان على ( ع ) به خيال خود وسيلهء بدنام كردن و به فراموشى سپردن او مى پنداشتهاند سبب انتشار شهرت و نيكنامى او در خاوران و باختران زمين قرار داده است .
ابو نصر نباته در شعرى كه خطاب به سيد جليل ، محمد بن عمر علوى سروده است همين موضوع را در نظر داشته و چنين گفته است : « نياى بزرگوار و وصى پيامبر تو نخستين كس است كه منار هدايت را بر افراشته و نماز گزارده و روزه گرفته است . قريش مى خواست ريسمان فضيلت او را بگسلد ولى تا قيام قيامت موجب استوارى بيشتر تار و پود آن شد . » من [ ابن ابى الحديد ] نيز از همين شاعر پيروى كردهام و براى ابو المظفر هبة اللّه بن موسى موسوى كه خدايش رحمت كناد قصيدهيى سرودهام و در آن از پدر و نياكانش نام بردهام .
« مادرت مروايدى است كه از گوهر مجد راضى و پسنديده و گرامى است ، و نياى تو امام موسى است كه فرو برنده خشم بود تا آنجا كه آن را به فراموشى مى سپرد . . . » ما در اينجا برخى از اشعار قبل و بعد را هم آوردهايم و شعر ، حديثى است كه به يكديگر پيوسته است و آنچه پيش و پس از آن مى آيد مكمل معنى آن است و مقصود را توضيح مىدهد .
و اگر بگويى چه مناسبتى ميان لفظ زكات و انتشار نام نيك و شهرت است ، مى گويم : زكات به معنى رشد و افزونى است و صدقه مخصوص و واجب را هم از همين جهت زكات ناميدهاند ، كه مال زكات دهنده را مى افزايد و انتشار نام
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 280
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٨٠