تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
بر مى خاست . روزى برخاست و از كنار مردى گذشت و آن مرد به على ( ع ) دشنامى داد . ( زراره مى گويد : امام باقر ( ع ) هم نام آن شخص را نگفت ) على ( ع ) هماندم برگشت و به فراز منبر رفت و فرمان داد مردم را به مسجد فرا خوانند [ و چون آمدند نخست ] خدا را حمد و ستايش كرد و بر پيامبر درود فرستاد و سپس چنين فرمود : اى مردم ، همانا هيچ چيز پر بهره‌تر و محبوبتر در پيشگاه خداوند متعال از بردبارى و دانش امام نيست و هيچ چيز زيانبخش تر و ناپسندتر در پيشگاه خداوند از نادانى و خشونت امام نيست . همانا آن كس را كه از نفس خويش پند دهنده‌يى نباشد از سوى خدا براى او نگهدارنده‌اى نخواهد بود . همانا هر كس از خويشتن انصاف دهد خداى بر عزت او مى افزايد . همانا كه زبونى در راه فرمانبردارى از خداوند به خدا نزديكتر است از توانگرى و عزت در معصيت خداوند . سپس فرمود : آن كس كه پيش تر آن سخن را گفت كجاست آن شخص نتوانست انكار كند ، برخاست و گفت : اى امير المؤمنين من بودم على ( ع ) گفت : همانا اگر بخواهم مى توانم بگويم . آن مرد گفت : چه خوب است عفو و گذشت نمايى كه تو شايسته آنى . فرمود : آرى عفو كردم و گذشتم . گويد : به امام باقر گفته شد : على ( ع ) چه مى خواست بگويد فرمود : مى خواست نسب آن مرد را بيان كند . همچنين زراره مى گويد : به جعفر بن محمد عليهما السلام گفته شد اينجا گروهى هستند كه بر على ( ع ) عيب و خرده مى گيرند . فرمود : اين بى پدرها به چه چيز بر او خرده مى گيرند آيا در او چيزى براى عيب گرفتن وجود دارد به خدا سوگند هرگز دو كار كه طاعت خدا بود بر على ( ع ) عرضه نشد مگر آنكه سخت ترين و دشوارترين آن را انجام داد . او چنان عمل مى كرد كه گويى ميان بهشت و دوزخ ايستاده و به ثواب و پاداش بهشتيان مى نگرد و براى رسيدن به آن عمل مىكند و به عذاب دوزخيان مى نگرد و براى نجات از آن عمل مىكند و هر گاه كه براى نماز بر مى خاست چون مى خواست بگويد « روى به سوى كسى مى آورم كه آسمانها و زمين را آفريده است » چنان رنگش مى پريد كه در رخسارش نمايان مى شد . او از كار و زحمتى كه به دست خود انجام داده و چهره‌اش به عرق نشسته بود و دستهايش در آن پينه بسته بود هزار برده آزاد كرد و چون او را مژده دادند كه در مزرعه او قناتى چنان به آب رسيده كه به بلندى گردن شتران پروارى از آن آب مى جهد ، نخست فرمود : به وارثان مژده دهيد ، مژده . آن گاه همان قنات را براى درويشان و بينوايان
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 278 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى