را دشنام دادند و با مطالبى ياوه او را متهم ساختند ، و اگر براى ذريه و ناصران دعوت علوى دولتى فراهم شود استخوانهاى آنان را بيرون خواهد آورد و گورهاى آنان را خواهد شكافت - هر چند بدنهاى آنان امروز پوسيده است و زندگان ايشان كشته شدهاند - و گردنهايشان را خوار و زبون خواهد ساخت . خداى بزرگ آنان را به دست ما عذاب داد و زبون ساخت و ما را بر ايشان پيروزى بخشيد و دلهاى ما از آنان تسكين يافت . همانا به خدا سوگند على را هيچ كس دشنام نمى دهد مگر اينكه دشنام پيامبر ( ص ) را در دل نهان مى دارد و مى ترسد آن را بر زبان آورد و با دشنام دادن به على عليه السّلام به پيامبر ( ص ) كنايه مى زند . همانا هنوز ميان شما كسانى هستند كه مرگ آنان را فرو نگرفته و عمرشان دراز است و اين سخن پيامبر ( ص ) را دربارهء على ( ع ) شنيدهاند كه فرموده است : « ترا جز مومن دوست نمى دارد و جز منافق كسى به تو كينه نمى ورزد » و آنان كه ستم مى كنند به زودى خواهند دانست به چه كيفر گاهى باز مى گردند . ابن زبير سخنرانى خود را ادامه داد و گفت : پسران فاطمهها اگر سخن بگويند آنان را معذور مى دارم ولى پسر مادر حنفية را چه رسد كه سخن گويد محمد به او گفت : اى پسر ام رومان چرا سخن نگويم مگر از همه فاطمهها جز يكى ديگران مادر من نيستند آن يكى هم كه مادر من نيست افتخارش به من مى رسد ، زيرا مادر دو برادر من است . من پسر فاطمه دختر عمران بن - عاند بن مخزوم هستم كه مادر بزرگ رسول خدا ( ص ) است و من پسر فاطمه بنت اسد هستم كه سرپرست رسول خدا و همچون مادر او بوده است . به خدا سوگند اگر حفظ احترام خديجه دختر خويلد نبود هيچ استخوانى در خاندان اسد بن عبد العزى باقى نمى گذاشتم مگر آنكه آن را در هم مى شكستم . و برخاست و رفت .
درباره احاديث جعلى در نكوهش على عليه السلام
شيخ ما ابو جعفر اسكافى كه خدايش رحمت كناد از كسانى است كه به حقيقت