تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
امير المومنين كسى پيش اين عشيرهء تميم بصره بفرست و آنان را به اطاعت و و لزوم بيعت خود فرا خوان و مردم قبيله ازد عمان را كه مردمى بيگانه و ناپسندند بر آنان چيره مگردان ، كه يك تن از قوم خودت براى تو بهتر از ده تن از ديگران است . مخنف بن سليم ازدى به او گفت : بيگانهء ناپسند كسى است كه عصيان خداوند و مخالفت با امير المومنين كند و آنان قوم تو هستند و دوستدار نزديك كسى است كه اطاعت خداوند كند و امير المومنين را يارى دهد و آنان قوم من هستند كه يكى از ايشان براى امير المومنين بهتر از ده تن از قوم تو هستند . امير المومنين عليه السّلام فرمود : خاموش باشيد ، اى مردم بس كنيد و بايد كه اسلام و وقار آن شما را از ستم كردن و ناسزا گفتن به يكديگر باز دارد و بايد به شما وحدت كلمه ببخشد و به دين خدا پايبند باشيد كه از كسى جز آن را نمى پذيرد و بر كلمه اخلاص پايدار بمانيد كه مايهء قوام دين و حجت خدا بر كافران است و ياد آوريد هنگامى را كه شما اندك بوديد و مشرك و دشمن يكديگر بوديد و پراكنده ، و خداوند با اسلام ميان شما الفت بخشيد و شمارتان بسيار شد و هماهنگ و دوست شديد ، اكنون پس از هماهنگى ، پراكنده و پس از دوستى ، دشمن يكديگر مشويد و هرگاه فتنه‌يى ميان مردم ديديد كه عشاير و قبايل خود را به كمك فرا مى خوانند با شمشير آهنگ سرشناسان و بزرگان ايشان كنيد تا به سوى خدا و كتابش و سنت پيامبرش پناهنده شوند . اما اين گونه حميت و غيرت از خطرات شيطان است ، از آن باز ايستيد اى بى پدران تا پيروز و رستگار شويد . آن گاه امير المومنين عليه السّلام اعين بن ضبيعه مجاشعى را فرا خواند و به او فرمود : اى اعين آيا به تو خبر نرسيده است كه قوم تو در بصره همراه ابن حضرمى بر كارگزار من شورش كرده‌اند و مردم را به جدايى و مخالفت با من فرا مى خوانند و اين گمراهان نابكار را بر ضد من يارى مى دهند . گفت : اى امير المومنين اندوهگين مباش و آنچه ناخوش مى دارى هرگز مباد ، مرا به سوى ايشان بفرست من متعهدم كه آنان را به اطاعت برگردانم و جمع ايشان را پراكنده سازم و ابن حضرمى را