تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
را حفظ كنند . پس كاخ حكومتى را ترك كردم و ميان ايشان منزل ساختم . قبيله ازد با من همراهند . شيعيان امير المومنين كه از شجاعان و سواركاران قبايل هستند نزد من آمد و شد دارند و شيعيان عثمان نزد ابن حضرمى مى روند و كاخ نيز از وجود ما و ايشان تهى گشته است . اين موضوع را به امير المومنين گزارش بده تا در آن باره تصميم بگيرد و هر چه زودتر از نتيچه و نظر خودت مرا آگاه كن . و سلام و رحمت و بركات خدا بر تو باد . گويد : ابن عباس موضوع را به على ( ع ) گزارش داد و خبر در كوفه ميان مردم منتشر شد . در بصره هم افراد قبايل بنى تميم و قيس و كسانى كه طرفدار عثمان بودند به ابن حضرمى گفتند اكنون كه زياد ، كاخ حكومتى را تخليه كرده است او بدانجا رود . و همين كه ابن حضرمى براى اين كار آماده شد و ياران خود را فرا خواند ، افراد قبيلهء ازد سوار شدند و به ابن حضرمى و يارانش پيام فرستادند كه به خدا سوگند ما نمى گذاريم شما به كاخ بياييد و كسى را كه ما راضى نيستيم و او را خوش نمى داريم در آن فرود آوريد تا اينكه مردى براى اين كار بيايد كه مورد رضايت ما و شما باشد . ياران ابن حضرمى هيچ چيز جز رفتن به كاخ را نپذيرفتند و ازديان هم هيچ چيز جز جلوگيرى از ايشان را نپذيرفتند . احنف بن قيس سوار شد و به ياران ابن حضرمى گفت : به خدا سوگند شما براى تصرف كاخ حكومتى از اينان سزاوارتر نيستيد و شما را نشايد كه كسى را كه خوش نمى دارند بر ايشان امير سازيد ، برگرديد . آنان چنان كردند ، سپس پيش مردم ازد آمد و گفت : كارى كه شما خوش نداريد صورت نخواهد گرفت و فقط آنچه را كه دوست مى داريد انجام خواهد شد خدايتان رحمت كناد برگرديد . آنان هم برگشتند . ابراهيم مى گويد : محمد بن عبد الله بن ابى سيف ، از كلبى نقل مىكند كه چون ابن حضرمى به بصره آمد و وارد شد در قبيله بنى تميم و در خانه سبيل فرود آمد . بنى تميم و عشاير قبيله مضر را فراخواند . زياد به ابو الاسود ولى گفت : آيا مى بينى كه مردم بصره چگونه گوش به سخن معاويه مى دهند من هم براى خودم اميدى در قبيلهء ازد نمى بينم . ابو الاسود گفت : اگر آنان را ترك كنى ترا يارى نخواهند داد
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 210 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى