گويد : مردم هر دو گروه به جايگاه خويش برگشتند و گروهى از جوانان عراقى براى آشاميدن آب [ به شريعه ] رفتند . مردم شام از آنان جلوگيرى كردند .
[ ابن ابى الحديد سپس توضيحاتى لغوى درباره اين ابيات داده كه در ترجمهء ابياتى كه گذشت مورد استفاده قرار گرفت . ] نصر ، از عمر بن سعد ، از يوسف بن يزيد ، از عبد الله بن عوف بن احمر نقل مىكند كه مى گفته است در جنگ صفين همين كه به معاويه و مردم شام رسيديم ديديم آنان در موضعى فراخ و گسترده و هموار فرود آمده و شريعه فرات را هم تصرف كردهاند و ابو الاعور كنار شريعه پيادگان و سواران را به صف كرده و تير اندازان را همراه نيزه داران و سپرداران جلو قرار داده است و آنان كلاهخود بر سر نهاده بودند و تصميم قطعى داشتند كه آب را از ما باز دارند . ترسان به حضور امير المومنين بازگشتيم و از موضوع آگاهش ساختيم . صعصعة بن صوحان را فرا خواند و گفت : پيش معاويه برو و بگو ما اين مسير را كه براى رسيدن به تو پيمودهايم و پيش از اتمام حجت ، جنگ كردن با شما را خوش نمى داريم ، و تو سواران خود را گسيل داشتهاى و پيش از آنكه ما جنگ را شروع كنيم تو با ما جنگ كردى و آغازگر آن بودى و ما را انديشه بر اين است كه از جنگ خوددارى كنيم تا نخست ترا بر حق دعوت و اتمام حجت كنيم . اين هم كار ديگرى است كه آن را انجام دادهايد و ميان مردم و آب حائل شدهايد . ميان ايشان و آب را رها كن و آزاد بگذار تا در آنچه ميان ما و شماست بنگريم و ببينيم ما براى چه آمدهايم و شما براى چه ، و اگر هم دوست مى دارى فعلا آنچه را كه براى آن آمدهايم رها كنيم و اجازه دهيم مردم [ بر سر آب ] با يكديگر جنگ كنند تا هر كس پيروز شود همو آب بياشامد ، چنان كنيم .
چون صعصعه با پيام خويش نزد معاويه رفت ، معاويه به ياران خود گفت : عقيدهء شما چيست وليد بن عقبه گفت : آنان را از آب بازدار همان گونه كه آن را از [ عثمان ] ابن عفان بازداشتند و چهل روز او را محاصره كردند و نگذاشتند آب سرد و خوراك نرم بخورد ، آنان را از تشنگى بكش كه خدايشان بكشد عمرو بن عاص گفت : ميان ايشان و آب را آزاد بگذار كه آنان هرگز در حالى كه تو سيراب باشى تشنه باقى نخواهند ماند ولى در موارد ديگرى غير از آب در آنچه ميان تو و ايشان است نيك بنگر .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 164
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٦٤