هم با لشكرهاى خود فرا رسيد و در جستجوى جايى براى لشكر خود بر آمد و به مردم فرمان داد بارهاى خويش را فرو نهند و آنان بيش از يكصد هزار سوار بودند .
همين كه فرود آمدند و موضع گرفتند گروهى از سواران على ( ع ) شتابان بر اسبهاى خود سوار شدند و آهنگ لشكر معاويه كردند و شروع به نيزه زدن و تير اندازى كردند و معاويه هنوز پياده نشده و موضع نگرفته بود . شاميان هم به مقابله آمدند و مدت كمى با يكديگر جنگ كردند .
نصر مى گويد : عمر بن سعد ، از سعد بن طريف ، از اصبغ بن نباتة نقل مى كرد كه معاويه براى على ( ع ) نوشت : خداوند ما و ترا سلامت بدارد . « عدل و انصاف چه نيكو و پسنديده كارى است و سبكى و پرحرفى و ادعا كردن از هر مردى چه ناپسند و نكوهيده است » پس از اين هم ابيات زير را نوشت : « خر خود را استوار ببند و پالان آن را بر مدار كه برگردانده مىشود و پايبند خر بايد استوار باشد [ يعنى شتاب مكن ] . . . » على ( ع ) فرمان داد مردم از جنگ دست بردارند تا مردم شام موضع بگيرند ، سپس فرمود : اى مردم اين جايگاهى است كه هر كس در آن سستى كند و متهم شود روز قيامت متهم خواهد شد و هر كس در آن پيروز و رستگار شود در رستاخيز رستگار است . و چون استقرار معاويه را در صفين ديد چنين فرمود : « او در حالى كه دندان نشان مىدهد پيش ما آمد و با وجود آنكه از اميرى و حكومت به دور است و شايستهء آن نيست ، مردم را به قهر فرو مى گيرد .
روزگار آنچه مى خواهد انجام دهد » .
نصر مى گويد : على عليه السّلام سپس براى معاويه نامهيى در پاسخ نامهاش نوشت كه اما بعد : « همانا جنگ را شرارههاى سخت است و بر آن فرماندهى استوار قرار دارد كه از هر كس ستم و تكبر كند انصاف خواهد گرفت و بر نواحى و اطراف آن مرد بلند مرتبه كه از حومه خود حمايت مىكند گماشته شده است كه چون ساعت درماندگى فرا رسد حمله مىكند » .
و پس از آن اين ابيات را نوشت : « مگر نمى بينى كه قوم مرا چون برادرشان فرا خواند پاسخ مى دهند و اگر او بر قومى غضب كند آنان هم غضب مى كنند . . . »
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٦٣