تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
تقاضاى كارزار كردند ، اينك يا برخوارى و زبونى اقرار كنيد . . . ) شروع مىشود ، ابن ابى الحديد ضمن توضيح درباره لغات و مجازات آن و بيان اهميت خوددارى از زبونى و تن در ندادن به مذلت و خوارى ، به ارائه شواهدى از اشعار شعراى عرب پرداخته است كه چون ترجمه همهء آنها ضرورتى ندارد - و در واقع از بخش ادبى شرح نهج البلاغه است و از بخش تاريخى آن نيست - به ترجمهء برخى از ابيات كه به نظر اين بنده براى بيان مقصود رساتر است قناعت مىشود . ] نظير آنچه امير المومنين عليه السّلام فرموده است : « زندگى شما ، در حالى كه شكست خورده باشيد مرگ است » اين شعر ابو نصر بن نباته است كه گفته : « و حسين ( ع ) همان كسى كه مرگ در عزت را زندگى مى ديد و زندگى در خوارى و زبونى را مرگ و كشته شدن مى پنداشت » . و تهامى چنين گفته است : « هر كس نتواند با دانش و قلم خود به علو و برترى رسد ، آن را با شمشير خود جستجو كند ، مرگ جوانمرد در عزت همچون زندگى اوست و زندگى او در زبونى همچون مرگ اوست » . اشعارى كه در اين مورد و تسليم نشدن به خوارى و زبونى و تحريض و ترغيب در جنگ كردن آمده بسيار است و ما اينجا نمونه‌هايى از آن را مى آوريم . از جمله اين ابيات عمرو بن براقة همدانى است كه مى گويد : « چگونه ممكن است آن كس كه تمام ثروتش فقط شمشيرى سپيد همرنگ نمك و برنده است شب را بخوابد سوگند به خانهء خدا دروغ مى گوييد تا هنگامى كه شمشير داراى دستگيره و برپاست نمى توانيد او را با زور و زبونى فرو گيريد . »
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 117 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى