آن پيامبر را با هر كس كه با او جنگ و ستيز كند يارى و نصرت مىدهد و چون خداوند او را بميراند امتش پس از او نخست اختلاف پيدا مى كنند و سپس متحد و هماهنگ مى شوند و مدتى به خواست خدا رفتار مى كنند و باز دچار اختلاف مى شوند .
مردى از امت او از ساحل اين رود فرات خواهد گذشت كه امر به معروف و نهى از منكر مىكند و به حق فرمان مىدهد و هيچ حكمى را باژگونه و ناصواب صادر نمى كند .
دنيا در نظرش زبونتر از خاكسترى است كه روز طوفانى طوفان بر آن وزد و مرگ در نظرش آسانتر از آشاميدن آب براى شخص تشنه است . در نهان از خداى مى ترسد و براى خدا آشكارا نصيحت مىكند . او در راه خدا از سرزنش سرزنش كنندهاى بيم ندارد . هر كس از مردم اين سرزمينها آن پيامبر را درك كند و به او بگرود پاداش او رضوان و بهشت من است و هر كس آن بندهء صالح را درك كند بايد او را يارى دهد كه كشته شدن همراه او شهادت است . » آن راهب سپس به على ( ع ) گفت : من همراه تو خواهم بود و از تو جدا نخواهم شد تا آنچه بر سر تو مى آيد بر سر من هم بيايد . على ( ع ) گريست و گفت : سپاس خداوندى را كه من در پيشگاهش فراموش شده نيستم . سپاس پروردگارى را كه نام مرا در پيشگاه خود و در كتابهاى بندگان برگزيده و نيكو كار ثبت نموده است .
آن راهب همراه على ( ع ) حركت كرد و آن چنان كه نوشتهاند چاشت و شام خود را همراه على ( ع ) مى خورد و روز جنگ صفين كشته شد و چون مردم براى خاكسپارى كشتگان خويش به جستجو پرداختند ، فرمود : پيكر او را بجوييد ، و چون آن را يافتند خود بر او نماز گزارد و او را به خاك سپرد و چند بار براى او طلب آمرزش كرد و فرمود : اين مرد از افراد خاندان ما و اهل بيت است .
اين خبر را نصر بن مزاحم در كتاب صفين خود از قول عمر بن سعد ، از مسلم اعور ، از حبة عرنى نقل كرده است و همچنين ابراهيم بن ديزيل همدانى هم با همين اسناد آن را در كتاب صفين خود آورده است . ابن ديزيل در كتاب صفين خود ، از يحيى بن سليمان ، از يحيى بن عبد الملك بن -
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 107
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٠٧