تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
بدان گونه اميران را تعظيم مى كنيد ، به خدا سوگند كه اين كارها اميران را سودى نمى رساند و شما فقط خود و بدنهايتان را به زحمت مى اندازيد . پس ديگر آن را تكرار مكنيد . اما اين مركوبها كه آورده‌ايد اگر دوست داشته باشيد از شما بپذيريم فقط در صورتى خواهيم پذيرفت كه ارزش آن از ميزان خراج شما كاسته شود . اما طعامى كه براى ما فراهم كرده‌ايد ما خوش نداريم چيزى از اموال شما بخوريم مگر اينكه بهاى آن را بپردازيم . گفتند : اى امير المومنين ما خودمان بهاى آن را تعيين مى كنيم و سپس مى پذيريم . فرمود : در اين صورت آن گونه كه بايد آن را قيمت نمى كنيد ، ممكن است ما به كمتر از آن كفايت كنيم . گفتند : اى امير المؤمنين ، براى ما ميان اعراب دوستان و آشنايانى هستند آيا ما را از اينكه به آنان هديه‌اى بدهيم منع مى كنى و آنان را از پذيرفتن هديه ما باز مى دارى فرمود : همه اعراب دوستان شمايند ولى براى هيچيك از مسلمانان شايسته و سزاوار نيست كه هديهء شما را بپذيرد . و اگر كسى به زور چيزى از شما گرفت ، ما را آگاه كنيد . گفتند : اى امير المومنين ما دوست داريم كه اين هديه و كرامت ما پذيرفته شود . فرمود : چه مى گوييد ما از شما توانگرتريم . و آنان را رها كرد و حركت نمود . نصر مى گويد : عبد العزيز بن سياه ، از حبيب بن ابى ثابت ، از ابو سعيد تيمى - كه معروف به عقيصى است - نقل مى كرد كه مى گفته است : ما هنگام عزيمت على ( ع ) به شام همراهش بوديم ، چون به پشت كوفه و جانب سواد رسيديم ، مردم تشنه و نيازمند به آب شدند . على ( ع ) ما را با خود كنار سنگى ستبر كه به اندازهء هيكل بزى بود و در زمين قرار داشت برد و به ما فرمان داد و آن را از جا بر آوريم و از زير آن براى ما آب بيرون آمد . مردم همگى آشاميدند و سيراب شدند و آب برداشتند و سپس دستور داد آن را بر جاى نهاديم . مردم حركت كردند و چون اندكى رفتند على ( ع ) پرسيد : آيا كسى از شما هست كه جاى اين آبى را كه از آن آشاميديد بداند گفتند : آرى . فرمود : كنار آن برويد گروهى از مردان ما پياده و سواره حركت كردند و راه آن چشمه را پيش گرفتيم و چون به جايى رسيديم كه مى پنداشتيم آن چشمه در آنجا قرار دارد جستجو كرديم ولى به چيزى دست نيافتيم و بر ما پوشيده ماند . به صومعه‌اى كه نزديك ما بود رفتيم و از آنان پرسيديم : اين آبى كه نزديك شما قرار دارد كجاست گفتند : نزديك ما آبى نيست . گفتيم : آب هست و ما خود از آن آشاميديم .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 105 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى