تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
كفران نعمت بر حذر باشيد تا سختيها و تنگدستيها بر شما فرو نيايد . اينك در اين جايگاه فراخ فرود آييد . نصر مى گويد : عمر بن سعد ، از مسلم اعور ، از حبه عرنى نقل مىكند كه على ( ع ) به حارث اعور فرمان داد تا ميان مردم مداين جار بزند هر كس كه از جنگجويان است بايد به هنگام نماز عصر به حضور امير المومنين عليه السّلام بيايد . آنان در آن ساعت به حضور على ( ع ) آمدند . امير المومنين نخست سپاس و ستايش خدا را بر زبان آورد و سپس فرمود : اما بعد ، من از تخلف شما از اين دعوت و از اينكه از مردم كوفه بريده‌ايد و در اين مساكن و جايگاهها كه اهل آن ستمگر بوده‌اند اقامت كرده‌ايد شگفت زده شدم . بيشتر ساكنان اين شهر نابود شونده‌اند ، كه نه امر به معروف مى كنند و نه نهى از منكر . گفتند : اى امير المومنين ، منتظر فرمان تو بوديم به هر چه دوست دارى ما را فرمان بده . على ( ع ) از آن شهر حركت كرد و بر آنان عدى بن حاتم را به جانشينى گمارد . او سه روز آنجا ماند و خود همراه هشتصد مرد از آنجا بيرون آمد و پسر خويش زيد را بر آنان گمارد و او هم بعدا همراه چهار صد مرد از ايشان به پدر پيوست . على ( ع ) به راه خود ادامه داد و چون كنار [ شهر ] انبار رسيد ، بنى خشنوشك و برزيگرانشان از او استقبال كردند . نصر مى گويد : كلمهء « خشنوشك » فارسى و ريشهء آن ، كلمه « خوش » است . گويد : آنان همين كه رو به روى على ( ع ) قرار گرفتند همگى از اسبهاى خود پياده شدند و شروع به دويدن در ركاب او كردند ، گاه شانه به شانه و گاه پيشاپيش او مى دويدند چند رأس قاطر نيز همراه داشتند كه آنها را كنار راه او نگه داشته بودند . على ( ع ) پرسيد : اين چهار پايان كه همراه شماست براى چيست و از اين كارها كه كرديد چه منظورى داشتيد گفتند . اين كارها كه انجام داديم خوى و عادت ماست كه با آن اميران را بزرگ مى داريم ، اما اين قاطرها هديه‌اى براى توست و ما براى مسلمانان خوراك و براى چهار پايان شما علوفهء بسيار فراهم آورده‌ايم . على عليه السّلام فرمود : اما اين كارها كه مى گوييد خوى و عادت شماست و