او از شما راضى باشد در حالى كه شما مخالفيد و گرايش به باطل داريد ؛ كسانى كه امام شناس نمىباشند و ولىّ خدا را دوست نمىدارند ؛ هر چرا كه خداى عزّوجلّ به رحمت خودش با شما برخورد كرد و به ما اجازه داد كه شما را به جانب حق فرا بخوانيم ! و ما آن چيزها را براى شما نوشتيم و فرستادهاى نزد شما فرستاديم ولى شما او را تصديق نكرديد !
پس اى بندگان خدا از خدا بترسيد و پس از معرفت در ضلالت پافشارى نكنيد و بدانيد كه حجّت بر شما تمام است ، بنابراين از نعمت او بر خودتان استقبال كنيد تا اين خوشبختى در دو سرا - ان شاءاللَّه - از جانب خداى عزّوجلّ بر شما پايدار بماند !
و اينك فضلبن شاذان را چه كار با ما كه دوستان ما را بر ما تيره مىكند و چيزهاى باطل را براى آنها مىآرايد ! و هر نوشتهاى كه بر آنها نوشتيم بر ما در آن باره اعتراض كرد ! و من به او پيشنهاد مىكنم كه او از ما دست بكشد اگر نه از خداوند درخواست مىكنم تا او را به بيماريى گرفتار كند كه در دنيا و آخرت زخم آن بهبود نيابد ! به دوستان ما سلام مرا برسان و ان شاءاللَّه اين نامه را بر آنها بخوان ! » « 1 »
6 - از ابوعلى احمدبن يعقوب بيهقى نقل كرده است كه گفت : اما آنچه راجع به توقيعى كه دربارهء فضلبن شاذان خارج شد ، پرسيدى ، مولايمان ( امام عسكرى ) عليه السلام او را به خاطر اعتقادش به جسم ( جسمانيّت خدا ) لعنت
هامش
( 1 ) - رجال كشى : ص 452 . در « معجم رجال الحديث » : 13 / 295 آيةاللَّه عظماى خويى پس از نقل اين روايت مىنويسد : علىّ بن محمّد بن قتيبه موثق نيست . بنابراين به روايت او نمىشود اعتماد كرد - م .