شد و بيمار گشت و در نيشابور مرد ، من بر جنازهء او نماز خواندم . « 1 »
احمدبن اسحاق
7 - كشى از ابوعلى احمدبن حسين قمى آبى نقل كرده ، مىگويد :
ابوعلى محمّدبن احمدبن صلت قمى آبى نامهاى به آن سرا ( سراى امام ) نوشت ، در آن نامه از احمدبن اسحاق قمى و رفاقتش ياد كرد و اينكه او عازم حج است و به هزار دينار نياز دارد ؛ اگر سرورم صلاح بداند دستور فرمايد به وى قرض دهد و چون از سفر برگشت در شهر بازگرداند . پس من عمل كنم ؟ پس امام عليه السلام در پاسخ وى نوشت : « آن مبلغ را به او بده كه او با ما مرتبط است و چون برگردد حقى جز آن مبلغ را نزد ما دارد ! » و احمد به خاطر ناتوانيش اميد نداشت كه خودش را به كوفه برساند و در اين توقيع امام عليه السلام دلالت ( و خبر غيبى ) است . « 2 »
8 - از جعفربن معروف كشى نقل كرده است ، مىگويد : ابوعبداللَّه بلخى به من نوشت ؛ از قول حسينبن روح قمى كه احمدبن اسحاق طى نامهاى از آن حضرت ( امام عسكرى ) دربارهء رفتن به حج اجازه خواسته و آن حضرت جامهاى براى او فرستاده است . احمدبن اسحاق گفت : امام عليه السلام بدان وسيله خبر مرگ مرا داده است ، از حج برگشت و در حلوان درگذشت . « 3 »
هامش
( 1 ) - رجال كشى : ص 454 .
( 2 ) - همان : ص 466 .
( 3 ) - همان .