تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
اينجا چه كار دارى ؟ گفت : بين ما دربارهء ابومحمّد عليه السلام اختلاف است ، من آمدم تا او را ببينم و چيزى از او بشنوم يا نشانى از او ببينم ! تا دلم آرام بگيرد ، زيرا كه من از فرزندان ابوذر غفارى هستم ! مىگويد : در آن بين كه ما همچنان بوديم ناگهان ابومحمّد عليه السلام با خدمتكارى بيرون آمد همين كه به مقابل ما رسيد نگاهى به آن جوان پهلوى من كرد ، فرمود : « آيا تو غفارى هستى ؟ » عرض كرد : آرى . فرمود : « مادرت حمديه چه شد ؟ » گفت : سالم است و گذر كرد ، به ان جوان گفتم : آيا او را هرگز ديده بودى و پيش از امروز به صورت او را مىشناختى ؟ گفت : نه . گفتم : پس اين ديدار براى تو سودمند بود ؟ گفت : كمتر از اين هم مفيد بود . « 1 » 108 - اسحاق‌بن يعقوب از « بذل » آزاد شدهء ابومحمّد عليه السلام نقل كرده است ، گفت : ديدم از سر ابومحمّد عليه السلام نور به طرف آسمان بلند است در حالى كه آن حضرت خوابيده بود . « 2 » 109 - از علىّبن زيدبن علىّبن حسين‌بن زيد نقل كرده است ، مىگويد : روزى خدمت ابومحمّد عليه السلام رسيدم ، مىخواستم نزد آن حضرت بنشينم يادم از شالى آمد كه پنجاه دينار به همراهم داخل آن بود ، نگران شدم و چيزى نگفتم و از آنچه در دلم گذشته بود چيزى اظهار نكردم ، ابومحمّد عليه السلام فرمود : « ان شاءاللَّه آن پول محفوظ است » منزل كه آمدم برادرم آن را به من بازگرداند . « 3 »
هامش
( 1 ) - بحارالانوار : 50 / 269 . ( 2 ) - همان : 50 / 272 . ( 3 ) - همان .
مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى) — صفحة 166 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى