رها شد ، فرمود : « خدا شما را هدايت كند ! » . « 1 »
92 - از يوسفبن ليث نقل كرده ، مىگويد : پسر معلولى داشتم موقع بيرون شدنم از مصر و پسر ديگرى را بزرگتر از او كه وصى و قيّم من بر اعضاى خانواده و باغ و زمينهايم بود ، پشت سر گذاشتم به ابومحمّد عليه السلام نوشتم : براى پسر عليلم دعا كنيد ، امام عليه السلام در پاسخ نامهء من نوشت :
« پسر عليلت شفا يافت ولى پسر بزرگت كه وصى تو بود از دنيا رفت ! بنابراين خدا را سپاس بگو ! مبادا بىتابى كنى كه اجرت را از بين مىبرد ! » پس از آن خبر رسيد كه پسرم از بيماريش شفا يافته است ولى پسر بزرگم در همان روزى كه پاسخ ابومحمّد عليه السلام رسيد از دنيا رفته است ! « 2 »
93 - از احمدبن اسحاق نقل كرده است ، مىگويد : خدمت ابومحمّد عليه السلام رسيدم و عرض كردم چيزى در دلم مىگذرد كه از آن بابت غمگينم ، مىخواستم از پدرتان بپرسم ، پيش نيامد ! فرمود : « احمد ! آن چيست ؟ » گفتم : سرورم ! از پدرانت نقل كردهاند كه خواب انبياء به پشت و خواب مؤمنان به پهلوى راست و خواب منافقان به پهلوى چپ و خواب شياطين به رويشان است .
امام عليه السلام فرمود : « همانطور است ! » عرض كردم : سرورم ! من تلاش مىكنم كه به سمت راستم بخوابم ولى ممكن نمىشود و خوابم نمىبرد ! امام عليه السلام لحظهاى ساكت ماند سپس فرمود : « نزديك من بيا ! » نزديك آن
هامش
( 1 ) - الثّاقب : ص 232 . برخى از اين روايات با تفاوتهايى قبلًا نقل شده است ولى به خاطر تفاوت زياد آنها ناگزير مجدداً نقل كرديم - م .
( 2 ) - همان : ص 233 .