تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
مدّعى بود علوى است نيز با ما ، در زندان بود . امام ابومحمّد عليه السلام نگاهى كرد و فرمود : « اگر در بين شما نبود آن كسى كه از شما نيست به شما خبر مىدادم كه چه وقت خداوند گرفتارى شما را بر طرف مىكند ! » به آن مرد جمحى اشاره فرمود ، او بيرون رفت ، فرمود : « اين مرد از شما نيست از او برحذر باشيد ! زيرا كه داخل جامه‌هاى او گزارشى است كه به دربار سلطنت نوشته و آنچه را كه مىگوييد ، خبر داده است . » يكى از آنها برخاست و جامه‌هاى او را بازرسى كرد و آن نوشته را يافت كه تمام مطالب مهم ما را در آن يادآور شده بود و اطلاع داده بود كه ما نقب مىزنيم تا فرار كنيم ! ابوهاشم مىگويد : امام حسن عليه السلام روزه مىگرفت وقتى كه افطار مىكرد ما هم با او از همان غذايى مىخورديم كه غلامش داخل سبد سربسته مىآورد ! روزى من از روزه دارى ناتوان بودم ، داخل خانهء ديگرى با مقدارى كاك روزه‌ام را خوردم و هيچ كس از من خبر نداشت ! سپس آمدم و با آن حضرت نشستم ؛ به غلامش فرمود : « به ابوهاشم مقدارى غذا بخوران كه او روزه ندارد ! » من لبخندى زدم ، فرمود : « ابوهاشم ! چرا مىخندى ؟ اگر مىخواهى قوّت بگيرى گوشت بخور ! چرا كه كاك قوّت ندرد ! » گفتم : خدا و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و شما راست گفتيد ، درود بر شما باد ! پس از آن فرمود : « سه روز روزه نگير كه خدا را بر تو منّت و احسان است و كمتر از سه روز ، براى كسى كه از روزه دارى ضعيف شده سودى نيست ! » . چون آن روزى فرا رسيد كه خدا خواسته بود آزاد شود ، غلام آن حضرت آمد و گفت : سرورم ! افطاريتان را بياورم ؟ فرمود : « بياور ولى
مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى) — صفحة 157 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى