تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اشراق هياكل النور لكشف ظلمات شواكل الغرور — صفحة مقدمه 76

مساهمون:

صمقدمه ٧٦
متناهي كه حدوث آن حادث ممكن نيست مگر بعد از انقضاى آن امتداد ؛ وحوادث به حسب اختلاف امتدادات در زيادة ونقصان مختلفند وآنچه از حركت كه موجود است ، همان توسّط قارّ است كه استناد آن به علّت واحدهء قديمه ممكن است وتبدّل نسبى كه از لوازم آن است ، مقتضى كثرت وحصول أوضاع فلكية است . وبالجملة : هر حادثى معلّل به أمور حادثهء غير متناهية نيست كه محالى بر آن متفرّع گردد ، بلكه هر حادثى مسبوق است به امر واحد غير متناهي وآن تبدّل نسبتهاست كه لازم حركت توسّطيه است . وحق آن است كه امكان صدور حركت از متحرّك بالإرادة بديهي است وانكار آن مثل انكار ساير بديهيات است ؛ وهمين قدر ما را كافى است براي ربط حادث به قديم واشكال مندفع مىگردد . وبالجملة : حركات وأوضاع ، مواد را براي قبول صور واعراض مجرّده وجرميّه مهيّا مىسازند ؛ وحركات وأوضاع به جهت آنكه حادث ومتغيّرند ، ممكن‌اند وعلّت آنها كه از تغيّر مجرّد است ، مجرّد است . زيرا كه زمان وقدر ووضع در جسمانيات شرط است . علاوة بر آنكه حق آن است كه استناد همهء اشيا به مجرّدات است ، بلكه به يكى از آنهاست وآن يك ، مبدأ همهء آنهاست . تمام شد كلام غياث الحكماء . وشيخ رئيس گفته است كه حق - سبحانه وتعالى - تأثير در عقول مىكند وعقول در نفوس ونفوس در اجرام سماوية تأثير مىنمايند وآنها را به حركت دوريهء اختياريه به حركت مىآورند براي تشبّه به آن عقول واشتياق آنها بر سبيل عشق به كمال واستكمال ؛ واجرام سماوية اثر در عالمي كه در زير فلك قمر واقع است مىكنند ؛ وعقل مختصّ به فلك قمر افاضهء نور بر نفوس انسانية مىنمايد ، براي آنكه در طلب معقولات راه يابند ، مثل افاضهء نور شمس بر موجودات جسمانية ، براي
اشراق هياكل النور لكشف ظلمات شواكل الغرور — صفحة مقدمه 76 | غياث الدين منصور دشتكي شيرازي