گرداند ! « 1 »
18 - از همو نقل كرده ، مىگويد : ابراهيمبن محمّد همدانى با پسرش جعفر در سال 240 نوشتند راجع به عليل و قزوينى ، پرسيدند كه كدام يك از آنها نيازمنديهاى او و ديگران را برآورده مىسازد ، در حالى كه مردم دربارهء آنها نگرانند و آنها از يكديگر بيزارى مىجويند ؟ !
در جواب او نوشت : « از چنين چيزى نبايد پرسيد و نه دربارهء مثل او ( قزوينى ) ترديد داشت ! خداوند از حرمت عليل به قدرى تجليل كرده است كه قزوينى را نمىشود با او مقايسه كرد . » و نام هر دوى آنها را برد ! « بنابراين نيازمندىهاى خودت را و هر كه از هم شهريهايت پيرو تو است ، به او عرضه كن و به عليل نيازهايشان را ببرند و از قزوينى دورى كنند مبادا او را در كارهاى خود دخالت دهند ! زيرا به من اطلاع دادند كه او در نزد مردم ناخالص شناخته شده پس ان شاءاللَّه به او اعتنا نكنيد ! » .
منصوربن عباس و برخى از مردم كوفه اين نامه را خواندند . « 2 »
19 - از محمّدبن عيسى نقل كرده ، مىگويد : در نوشتهء دهقان به خط آن مرد ( امام دهم ) عليه السلام دربارهء قزوينى خوانديم كه دهقان طى نامهاى به آن حضرت نوشته بود و او را از نگرانى مردم درباره اين امر و اين كه به خاطر اين عيبى كه در او ديدهاند مخالفان از اختلاف خود دست برداشتهاند ، او را مطلع ساخت .
امام عليه السلام در جواب او نوشت : « او را تكذيب كنيد و آبرويش را ببريد ! خدا او را از رحمت خود دور كند و خوار سازد ، او در تمام آنچه ادعا
هامش
( 1 ) - كشى : ص 443 .
( 2 ) - همان .