تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
و نگاه به او تنها از پشت حجاب به مقدار ممكن براى خريداران ميسر است ، تا ان‌جا كه برده فروش او را مىزند و او به زبان رومى آه و ناله مىكند ! پس بدان كه او مىگويد : واى پردهء پوششم را شكستند ! يكى از خريداران مىگويد : به سيصد دينار مال من ! چون عفاف و پوشش زياد او رغبت مرا افزود ! ولى او به عربى جواب مىدهد كه اگر تو در شكل سليمان درآيى و بر تخت سلطنت او نشينى مرا به تو رغبتى نخواهد بود ! بنابراين دلت به مال خودت بسوزد ! برده فروش مىگويد : چاره چيست ؟ تو را در نهايت بايد بفروشم ، كنيز مىگويد : چه شتابى ، ناگزير خريدارى برگزين كه دلم به او ؛ به امانت و ديانت او تسكين يابد ! در آن وقت تو به جانب عمربن يزيد برده فروش برو و بگو : من نوشته‌اى همراه نوشتار يكى از بزرگان را به زبان رومى و به خط رومى دارم كه در آن نوشتار از كرم و وفا و بزرگوارى و سخاى او توصيف شده است ، آن را بگير تا با اخلاق صاحب نامه آشنا شوى در آن صورت اگر آن كنيز مايل بود و رضايت داد ، من وكيل صاحب نامه‌ام تا كنيز را از تو بخرم ! بشربن سليمان برده فروش مىگويد : هر چه را كه مولايم ابوالحسن عليه السلام دربارهء آن كنيز گفته بود امتثال كردم ، وقتى كه آن كنيز در نامه نگريست به شدت گريست و به عمربن يزيد برده فروش گفت : مرا به صاحب اين نامه به فروش و سوگندهاى شديد مؤكد ياد كرد كه هر گاه از فروش به وى خوددارى كند ، خودكشى نمايد ! پس من همچنان در بهاى آن كنيز چانه مىزدم تا اينكه با آن مبلغى كه مولايم همراه من ساخت